آشكار كردن و تأمّل و تذكر تشويق فرموده است . به اين طريق خداوند اين امور را وسيلهء تذكّر و آگاهى قرار داده و فطرت انسانى را چنان آفريده كه در وى انديشه را برمىانگيزد و او را به راههاى گوناگون سوق مىدهد و چنين توانايى ، تنها پروردگار جهانيان است .
« پس بابركت است خدايى كه نيكوترين آفريدگاران است . » « 1 »
اين است جايگاه انسان ، انسانى كه آنچه را در عالم هستى وجود دارد در خود گردآورده است ، امّا از تواناييهايى كه به حيوان دادهشده ، عاجز است . ازاينرو بايد در ويژگيهاى حيوان بينديشد و آن را مورد مطالعه دهد و از آن پند بگيرد .
خداى عزّ و جلّ حيوانات را چنين آفريده است : « بعضى حيوانات وحشى ، بسيار فعّال و حيلهگر و برخى ناتوان و سادهاند . بعضى از خزندگان ، روزى يك سال خود را ذخيره مىكنند و برخى بر اين باورند كه خوراك روزانهشان به قدر كافى آماده است و قطعا به آنها مىرسد . بعضى از پشهها و مگسهاى ريز خوراك خود را ذخيره مىكنند و برخى درصدد به دست آوردن روزى برمىآيند . بعضى از حيوانات نر ، غذاى بچّهء خود را تهيه مىكنند و برخى بچّهء خود را نمىشناسند . برخى از مادگان بچّهء خود را تربيت مىكنند و بعضى بچّهء خود را رها مىسازند و بچّهء ديگرى را نگاهدارى مىكنند . بعضى به هر بچّهاى كه از جنس خودشان باشد مهربانى مىورزند و برخى از مادگان پس از آن كه بچهشان از آنها بىنياز شد ، آن را نمىشناسند و بعضى نيز در همهحال بچه خود را مىشناسند و به او مهربانى مىكنند . بعضى از نرها و مادهها بچّههاى خود را مىخورند .
بعضى از حيوانات با هر چيزى خصومت دارند و تخم خود را مىشكنند و يا بچّههاى خود را مىخورند .
يتيمى برخى از حيوانات از ناحيهء مادر است و برخى ديگر از سوى پدر ، بعضى از آنها خواستار بچه نيستند ، اگرچه بچهدار شوند و بعضى تمام تلاش خود را براى محبت بچه و رضايت او صرف مىكنند . بعضى نيز با يكديگر جفت مىشوند و بعضى نمىشوند . اين امور براى آن است كه انسانهاى ناتوان را به سوى كار سوق دهند و از
هامش
( 1 ) - الحيوان ، ج 1 ، ص 35 - 37 .