تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
قرآن ، بدون شك ، در وحدت موضوعى آن اخلال ايجاد مىكند ؛ درحالىكه پيوسته تا به امروز زمينهء غالب تفسيرهاى ما ، همين روش تك‌بعدى بوده است .

تفسير اجتماعى قرآن

ديدگاه ادبى جاحظ كه محيط و زمان وى را به تصوير مىكشد ، بهترين گواه بر ويژگى اجتماعى اوست . جاحظ دربارهء هر گروه و قبيله‌اى كه ديده ، سخنى را نقل كرده است كه رفتار ظاهرى آنان را ترسيم و حركات باطنى نفوس و عقول ايشان را بيان مىكند . او دربارهء بازرگانان ، دريانوردان ، آوازخوانان ، زاهدان ، قصّه‌گويان ، نىنوازان ، معلّمان و جز اينها سخن گفته است . جاحظ آن‌گاه كه فرومايگان را سرزنش مىكند و راجع به دزدان سخن مىگويد و مكر فريبكاران را برملا مىسازد و صورت باطنى قوّادان را آشكار مىكند و . . . ، به نقد و بررسى دردهاى جامعهء زمان خود مىپردازد . آنچه گفته آمد ، بررسى ديدگاه ادبى جاحظ است ، ليك مقصود ما در اين‌جا بررسى عوامل تأثيرگذار بر متن قرآنى و حديثى است كه جاحظ بدان پىبرده است ؛ عواملى كه ميان نص و محيط مادّى يا معنوى آن پيوستگى و رابطه ايجاد مىكند . بديهى است كه چنين رابطه‌اى ، آثار معنوى دارد ، زيرا اگر متن با قطع نظر از شرايطش لحاظ شود ، احتمال معانى متعدّد در آن وجود دارد . امّا توجه به شرايط و مناسبتها ، معناى موردنظر را از نص مشخص مىسازد و حتى در همان زمانى كه مورد اشكال دشمنان است ، آن را توثيق مىكند . كسانى كه به آيات داستان فيل ايمان دارند چنين مىگويند : « خداوند داستان فيل را از بزرگترين نشانه و بالاترين دليل براى عظمت بيت الحرام و قبلهء مسلمانان و نيز براى بنياد نهادن نبوت پيامبر صلى اللّه عليه و إله و بزرگداشت شأن و مقام وى و عظمت آنچه با دست جدّش عبد المطلّب اجرا شد - وقتى كه لشكريان حبشه خواستند خانهء حق را خراب كنند و خلق عرب را به خاك مذلّت نشانند - قرار داد . ازاين رو ، خداوند پادشاه آنان را ياد نكرده و از نام و نسب و لقبش سخنى به ميان نياورده و تنها فيل را نام برده و سوره را به آن نسبت داده است . نشانه‌اى كه خدا در فيل قرار داد ، اين