تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
انجام مىدادند ، درنگ نمىكردند » « 1 » ما كه در حسّ و تيزبينى از شياطين و جنّ پايين‌تر هستيم ، اگر با چنين مرده‌اى مواجه شويم ، امر او بر ما پوشيده نمىماند و دست‌كم دربارهء آن به شك و ترديد دچار مىشويم و اين گروه اگر شك مىكردند و به حركت مىآمدند و سخن مىگفتند و مشورت مىكردند ، هشيار مىشدند و موضوع مرگ سليمان برايشان ثابت مىشد ، بويژه كه گرفتار عذاب بودند و اميد گشايش داشتند . پس اگر نبود اصل صرفه‌اى كه خداى تعالى آن را بر دل هركس كه مىخواهد قرار مىدهد و اگر اين نبود كه خدا مىتواند دلها را از امرى برگرداند و به آنچه خود مىخواهد متوجّه كند و يا آنها را به فراموشى مبتلا سازد ، هرگز خانوادهء سليمان و كاخ نشينان و مردم اطراف و نواحى و خواصّ و خدمتگزاران وى از جنّيان و آدميان و ديوان ، زنده بودن او را باور نمىكردند . آرى آنها چنين عقيده داشتند و مرگ سليمان عليه السّلام پيش آمد ، چون مرگ او را حسّ نمىكردند ، همان فعاليّتهاى سخت خود را ادامه دادند . از آنچه گفته شد مىفهميم كه چون مردم نادان و پست ، جنّ و شياطين را اگاه به علم غيب مىدانند ، خداوند با بيان اين آيات مىخواهد به اين گروهها بفهماند كه چنين نيست . آنها علم غيب نمىدانند ، چنان‌كه دانشمندان اين را مىفهمند . بر اثر اين امور و امثال آن ، ما ناچاريم به اين دليلها متوسل شويم و مخالفان ما ناچارند كه با ما هم‌داستان شوند و به دليلى كه ما را به اين نظرگاه وادار ساخته بينديشند ، اگر برهان ، درست باشد نتيجهء آن‌هم درست خواهد بود و اگر نادرست باشد از تفسير و تأويل خود ماست . » « 2 »
هامش
( 1 ) - سبأ / 14 . ( 2 ) - الحيوان ، ج 4 ، ص 85 - 93 . همچنين دربارهء آيات مسخ كه در قرآن وارد شده ، دهريه به دو گروه تقسيم شده‌اند : گروهى از اصل ، منكر مسخ شده‌اند و گروه ديگر آن را از آثار محيط يا نتيجهء ويژگيهاى طبيعى دانسته‌اند و اگر آيهء قرآن وجود نداشت ، نزديك بود كه نظّام ، استاد جاحظ نيز با گروه اخير هم‌عقيده شود ، درحالىكه ديگر معتزليها به تبديل صورت آدمى به صورتهاى ميمون و خوك قايل شده‌اند ، چنان‌كه از ظاهر آيه ، تفصيل بحث در آن ، فهميده مىشود ، همان مأخذ ، ج 4 ، ص 70 - 74 .