تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
براى اثبات صدق قرآن جويا شود كه در اين‌صورت مىگوييم : يكى از دلائل صدق قرآن ، نظم زيبايى است كه هيچ‌كس از مردم ، توان آوردن مثل آن را ندارد و نيز دلايل ديگرى كه دراين‌باره بيان شده است . » به اين‌طريق جاحظ از راه اعتماد به متن قرآن‌كه مردم را به مبارزه دعوت كرد و آنها از آوردن همانند نظم آن عاجز ماندند ، اصل صرفه را بر ملك سليمان تطبيق مىدهد و براى او رويدادهايى را ثابت مىكند كه جز خداوند نمىتواند كسى را ازاين رويدادها منصرف سازد . جاحظ به سخنان خود چنين ادامه مىدهد : « در قرآن نوشته‌شده است كه سليمان بن داود عليه السّلام را در حالى مرگ فراگرفت كه بر عصايش تكيه كرده و در مكانى بود كه بر جن‌ّوانس و شياطين اشراف داشت و مىديد كه برخى از كار ، سخت خسته و مانده و برخى زندانى و محبوس و برخى ديگر در بند بردگى گرفتارند ، چنان‌كه قرآن مىگويد : « آن ديوان براى او هرچه مىخواست از بناهاى بلند و تنديس‌ها و كاسه‌هايى چون حوض و ديگهاى محكم برجاى ، مىساختند . » « 1 » و نيز فرموده است : « و شياطين را هم كه بناهايى عالى مىساختند و از دريا جواهرات گرانبها مىآوردند مسخّر او كرديم و ديگران از شياطين را به دست او ، در غل‌وزنجير كشيديم . » « 2 » روز ديگر هم خداوند انس و جن را از شناخت حال سليمان منصرف كرد ، به‌گونه‌اى كه او در جلو چشم آنها مرد ، امّا نه آنها صورت مرده را مىشناختند و نه سليمان چون مردگان بر زمين مىافتاد و در همان حال كه مرده بود ، برپا ايستاده بود و بر عصايش تكيه داشت و عصايش راست و استوار در دستش قرار داشت و آن را با پنجهء خود گرفته بود ، و اين امور با ويژگيهاى مردگان سازگارى ندارد ؛ و نيز قرآن مىفرمايد : « پس وقتى كه ما بر سليمان مرگ را مقدّر ساختيم ، ديوان را از مرگ او ، جز حشرهء زمين چوب‌خوار [ موريانه ] كه عصايش را مىخورد ، آگاه نساختيم ، و همين‌كه بر زمين افتاد ، ديوان فهميدند كه اگر از رازهاى غيبى آگاه بودند ، دراين كارهاى سختى كه
هامش
( 1 ) - سبأ / 13 . ( 2 ) - ص / 37 - 38 .
مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 192 | مصطفى الصاوي الجويني / موسى دانش / حبيب روحانى