است و خوردن ماهى قساوت نيست و چگونه كشتن چهارپايان مايهء قساوت است ، جدا كردن ماهى از آب تا حدّى كه بميرد ، قساوت نيست . و چگونه سر بريدن گوسفند مايهء سنگدلى است ، ولى شكار ماهى با چنگكهاى قطعكنندهء كج كه [ در آب ] افكنده مىشود و معلوم نيست با پيكر ماهى چه مىكند مايهء قساوت نيست ؟ در صورتىكه اگر اين چنگك به داخل شكم ماهى چنگ نمىانداخت و اگر روح آن را به قبضهء خود در نياورده بود ، صيّاد ، به گرفتن ماهى قادر نبود . و چگونه است كه صدمهء ناچيز به گلوى شتر به منظور نحر كردن ، قساوتآميزتر از ضربت تيرها بر پشت ماهيها مىباشد و چگونه نيزه زدن بر شتر و نصب دام براى آهوان و فرستادن سگهاى شكارى به منظور صيد كردن آنها ، سختتر از انداختن چنگك بر پشت ماهى مىباشد ؟
به علاوه مكرر گفتهايد : ما در اوقات روزه چيزى كه خون داشته باشد نمىخوريم . چگونه ماهى را كه خون دارد مىخوريد . بطوركلّى همهء حيوانات يا خون دارند و يا چيزى شبيه خون و آيا ملاك خون داشتن در حرمت حيوان چيست ، اگر مىگوييد هرچه خون دارد بيشتر احساس درد مىكند ، از كجا معلوم و دليل آن چيست ؟ « 1 »
3 - گروه ديگرى كه جاحظ به جدال با آنان برخاسته ، مسلمانانى هستند كه با انديشهء معتزله مخالفت مىكنند و شايد ما را همين بس باشد كه به گفتگويى اشاره كنيم
هامش
( 1 ) - الحيوان ، ج 4 ، ص 427 - 436 . در همين مأخذ ، ج 5 ، ص 69 ، جاحظ اشكالات مجوس راجع به عذاب آتش را ردّ مىكند . و در ج 6 ، ص 265 - 272 با كسانى كه در استراق سمع شياطين كه قرآن از آن سخن مىگويد اشكال مىكنند ، احتجاج مىكند و در ص 496 - 500 احتجاجش را پىمىگيرد و نيز اشكالات آنها را بر آيات قرآنى كه از هدهد سليمان سخن مىگويد يادآور مىشود و سپس بدان پاسخ مىدهد . از جمله پاسخهاى جاحظ به آنها اين است كه اوّلا تهديد سليمان در مورد هدهد از باب تربيت بوده است و حتى اگر تهديد خود را عملى مىساخت اين يكى از راههاى مرگ هدهدها بود . و ثانيا تهديد سليمان ظاهرى بود و چنين گفت تا نشانهء شگفت را ابراز كند تفصيل مطلب در همان مأخذ ، ج 4 ، ص 77 - 85 بيان شده است .