در شام بوده و چه در سواد عراق - از وجود ملكهاى در يمن كه چنين صفاتى دارد ، خبر نداشته است » ؛ دهريها در اين مورد ، حال سليمان و آنچه از اسباب سلطنت را كه خدا به او داده ، با وضع پادشاهان امروزه مقايسه مىكنند و مىگويند : « پادشاهان ما امروز ، با آن كه قدرتشان از سليمان كمتر است ، از اهالى هند و روم و ترك و نوبه آگاهى دارند ، پس چگونه سليمان عليه السّلام از جايگاه ملكهء سبا آگاهى نداشته با اينكه به او نزديك و شهرهايش به سرزمين او متّصل بوده و ميان آنها نه دريايى وجود داشته و نه كوه و درّهاى و راه براى سواره و پياده و كفشدار و بىكفش مناسب بوده است . او چگونه نمىدانست و حال آنكه جنّ و انس در اطاعت او بودند ؟ و اگر هنگامى كه هدهد سليمان را از جايگاه ملكهء سبا خبر داد ، سليمان بكلّى به او بىاعتنايى كرد ، شايسته است گويندهاى بگويد : هدهد وى را از كارى آگاه كرد كه او خود آن را مىدانست . بنابراين ، تمام اين سخنان و آنچه شبيه آن است دليل بر فساد گفتههاى شماست . »
جاحظ با شرح مفصّلى كه براى اصل صرفه « 1 » مىآورد و آن را بر بسيارى از داستانها و حوادث قرآن تطبيق مىكند ، اشكال آنها را پاسخ مىدهد : « در پاسخ اشكال اين گروه مىگوييم : اگر خداوند دنيا را به تدبير اهلش واگذار كند و جريان امورش را به عادات طبيعى محوّل فرمايد ، به جانم سوگند ، آنچه شما مىگوييد درست است . ما چنين مىفهميم كه يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم ، چون پيامبر و پسر پيامبر بود آگاهترين اهل زمانش بود و يوسف با اينكه وزير پادشاه مصر بود و وسايل خبرى و قاصدها در اختيار داشت و خبرها به او مىرسيد ، امّا مدّتها نه يعقوب از جاى يوسف خبر داشت و نه يوسف از يعقوب ، بهرغم آن همه آگاهى و قدرت و نزديك بودن مكانهايشان و نيز دربارهء موسى بن عمران عليه السّلام و يارانش چنين است ، زيرا با اينكه امّتى از امّتها بودند ، در مسافتى اندك كه چند فرسخى بيش نبود ، در بيابان كوير مدت چهل سال سرگردان بودند
هامش
( 1 ) - اصل صرفه : اعتقاد به اينكه خدا بندگانش را از آوردن سخنى همانند قرآن منصرف مىكند . انديشههاى كلامى شيخ مفيد ، احمد آرام . الصّرفه ، بالفتح : أن يصرف اللّه عبده عن امر . الحيوان ، ج 4 ، پاورقى ، ص 92 ؛ مجلّه نامهء مفيد ، شمارهء 3 نيز در اينباره مقالهء مفصلى نوشته است . م .