محروميت فرزندانشان و اينكه اين امور كيفرى است براى آنان به وسيلهء فرزندانشان ، به مشاجره پرداخته و اين بحث را به موضوع عدل الهى مرتبط ساخته ، مىگويد : « امّا آنچه در مورد قطع نسل ستمگران و گمنامى فرزندانشان از قبيل قطع نسل فرعون و هامان و نمرود و بختنصّر « 1 » و امثال آنها ياد كرديد ، خداى تعالى مىفرمايد :
وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى
« 2 » ، « بار سنگين كسى را ديگرى به دوش نمىگيرد » ؛ « 3 » و اگر بگوييد : آنهايى هم كه اهل صلاح بوده ، به اين كيفرها گرفتار شدهاند نظير كسانى كه به كلى نازا يا مخنّث بودهاند يا فرزندان بدى داشتهاند كه در زندگى به پدر و مادر ظلم كرده و پس از مرگ ، آنان را در معرض دشنام و ناسزاگويى قرار دادهاند ، اين سخن درستى است . . . و حجّاج نيز از دنيا رفت در حالىكه از سلامت جسمى و نعمت ظاهرى و آن قدرت شاهى و صدور امر و نهى تا آخرين نفس برخوردار بود . حال اگر بگوييد : خدا او را سالم داشته و فرزندانش را كيفر كرده است و اين ، اعتقاد شما باشد و با اين سخن خود ، جبريه را مورد خطاب قرار دهيد ، ممكن است به دليلى ، خودتان در شمار آنها به حساب آييد . امّا كسى كه معتقد به عدل باشد ، اين را خطاى بزرگى مىداند كه شبههاى در آن نيست . » « 4 »
ب : عرصهء دفاعى ( پاسخ اشكالات بر قرآن ) : آنچه در بخش قبلى گفته شد ، نخستين عرصهء مكتب اعتزالى و تثبيتكنندهء اصول آن بود ، امّا عرصهء دوم عرصهء دينى و دفاعى است كه در اين عرصه جاحظ با پيروان اديان ديگر كه به اسلام هجوم آورده و به متون كتاب آن اشكال كردهاند به مجادله پرداخته است . از دشوارترين موضعگيريهاى معتزله
هامش
( 1 ) - بختنصّر ، كسى است كه بيت المقدس را خراب كرد ، اصمعى گفته : در اصل ( غير عربى ) بو ختنصّر بوده و سپس معرّب شده و ( در زبان اوليّهاش ) بوخت به معناى ابن و نصّر بت بوده . اين شخص پدرش ناشناخته است ، او را ابن الصّنم مىگفتند . لسان العرب مادّهء نصر ؛ فرهنگ نفيس . اين كلمه در اصل بابلى و نام دو نفر از پادشاهان بابل بوده و بايد بدون الف و لام نوشته شود ، فرهنگ معين . م .
( 2 ) - انعام / 164 .
( 3 ) - اين آيه در چند سورهء ديگر نيز آمده از قبيل : بنى اسرائيل / 14 ؛ فاطر / 18 ؛ زمر / 7 ؛ نجم / 38 و در اين سوره با كلمهء « الّا » آغاز شده است . م .
( 4 ) - الحيوان ، ج 2 ، ص 139 .