آنكه تو از جايت برخيزى تخت بلقيس را به حضورت مىآورم و من بر اينكار نيرومند و امانتدار هستم . »
شخص مخالف گفت : من ازتو خواستم كه از سخن خداوند به من خبر دهى ، امّا تو از عفريت خبر مىدهى كه اگر جلو رويم مىبود در مقابلش فرياد مىزدم كه ادّعاى باطلى كرده است .
فردى كه از ما بود گفت : سليمان پيامبر عليه السّلام گفتار عفريت را انكار نكرد و اگر گفتار او كفر و افترا و ستيز با خدا و تفويض مشيّت به خودش مىبود ، حضرت سليمان و مسلمانان جن و انس حاضر در مجلس ، شايستهتر به انكار بودند ، بلكه عفريت در اينجا كسى نيست كه در اين امر پيشدستى و اظهار اطاعت كرده باشد و چنان نيست كه با يادآورى شتاب در اجراى فرمان ، تقرب بجويد و مژده دهد ، با او نيرويى است كه براى برآوردن نياز سليمان آمادگى دارد ، تا سخن نامربوطى گفته و نيرويى كه برايش نيست ادّعا كرده باشد و سپس با افترا به خداوند متعال و ستم بر او و نيز اظهار بىنيازى از او ، با پيامبرى روبهرو شده باشد كه بر جن و انس و باد و پرنده و گردش كوهها سلطنت دارد و سخن همه موجودات را مىداند و در عين حال اين پيامبر به او پرخاش نكند ، در حالىكه بايد او را كتك زند و زندانى كند و حتى او را به قتل رساند . به علاوه ، خداوند چنين گفتارى را به عنوان قرآن نازل نمىكند و هر سخنى را كه داراى عيب باشد رها مىكند ، مگر اينكه اين سخن راست و پذيرفته شده باشد .
از اين گذشته اين سخن را پيامبر صلى اللّه عليه و إله شنيده و بر مردم تلاوت كرده و مردم پيوسته آن را در مجالس و اجتماعات مىخواندهاند ، آيا در ميان تمام اينها يك نفر نبوده است كه معرفت شما را داشته باشد يا به اندازهء شما براى خدا خشمناك شود ؟ » « 1 »
هامش
( 1 ) - الحيوان ، ج 2 ، ص 190 - 192 ، و گفتار جاحظ دربارهء آزادى اراده درهمان مأخذ ، ج 1 ، ص 141 - 142 اين است : در اعطاى قدرت از جانب خداوند ، گرايشها مختلف و خواستهها متفاوت است امّا معاصى ، كار خود بندگان است .