در تأويل اين سخن پيامبر صلى اللّه عليه و آله كه فرمود : « مگس در آتش است » « 1 » دانشمندان اختلاف كردهاند . برخى گفتهاند : يعنى مگس براى آتش آفريده شده ، چنانكه خدا بسيارى از مردم و گروهى از كودكان را براى آتش آفريده است . البته ، مقصود آنان كودكان مشركان است . در اينجا ، جاحظ در ستيز با كسانى كه اين حديث را تأويل كردهاند ، سخنى گفته است كه با عقيدهء معتزله دربارهء عدل الهى سازگارى ندارد : « اين گروه - تأويلكنندگان حديث - عذر و بهانه را كنار گذاشته و به جايى رسيدهاند كه هرگاه يكى از آنان بگويد : اين امر - خداوند بعضى را براى آتش آفريده - عدل خداوند است ، عذر را به نهايت رسانيده و مىپندارند كه هرگاه وى عذاب كودكان را به خدا نسبت دهد او را تمجيد كرده است و اگر اين شخص ، راهى پيدا مىكرد كه بگويد : اين كار خدا ظلم است ، بىشك اين سخن را ، مىگفت و اگر راهى مىبود به اينكه وى گمان كند خداى تعالى از وجود چيزى خبر مىدهد كه وجود ندارد و بعد مىگفت : بهطور حتم اين سخن راست است ، هر آينه اين سخن را مىگفت ؛ مگر اينكه از شمشير بترسد كه كشته شود ، اگرچه گفتار قبلى در افترا بستن از اين گفتهء او بزرگتر است . »
آيا نظريهء شما دربارهء اين قوم چيست ؟ آيا غير از اين است كه آنها بر اثر غفلت و تنگنظرى به مرحلهاى رسيدهاند كه كارها را بدون موازين عقلى صحيح مىسنجند و از اينرو ظلم را عدل مىنگرند و دروغ را راستى مىدانند ؟
اين پندار هنگامى آشكار مىشود كه جاحظ با نقل گفتههاى معتزليان به انتقاد خويش ادامه مىدهد : « برخى از آنها گمان مىكنند كه خداى عزّ و جلّ اطفال مشركان را عذاب مىكند تا پدرانشان به اين سبب عذاب شوند و سپس آنان كه خود را به دروغ عاقل خواندهاند ، مىگويند : خداوند آنها را عذاب مىكند به دليل اينكه چنين مىخواهد و اين حقّ اوست ؛ جاحظ در حالى كه آنها را سفيه مىخواند و از اينكه آنها امور را
هامش
( 1 ) - عمر الذّباب اربعون يوما و الذباب فى النّار « مگس فقط چهل روز عمر دارد و مگس در آتش است . » بعضى گفتهاند در آتش بودن مگس به منظور عذاب خودش نيست ، بلكه براى اين است كه اهل آتش دوزخ به وسيله افتادن آن ، در آتش ، بيشتر عذاب شوند . لسان العرب ، مادّهء ذبب .