كافى است كه نمونهاى از گفتههاى وى را دربارهء تفسير و تأويل متون قرآنى و حديثى در چهارچوب اصول كلى معتزله ، بيان كنيم .
بالاترين ابزار درك آيات قرآنى كه جولانگاه انديشههاى اعتزالى است ، عقل مىباشد ، زيرا مفاهيم اين آيات از دسترس حواسّ ظاهرى دور هستند : « هر امرى دو حكم دارد : يك حكم ظاهرى كه مربوط به حواسّ است و حكم ديگر ، باطنى كه مربوط به عقل مىباشد . و تنها عقل است كه حجت مىباشد و مىدانيم كه خازنان آتش كه فرشتهاند از خازنان بهشت كمتر نيستند و فرشتهء مرگ كمتر از فرشتهء ابر نيست ، اگرچه اوّلى باعث مرگ مىشود و دومى باران و سرسبزى مىآورد و نيز جبرئيل كه فرشتهء عذاب است از ميكائيل كه وسيلهء رحمت است ، جدا نيست . . . » « 1 »
درهرحال ، بحث كلامى ما ، در اينجا دربارهء امورى كه اصول اعتقادى معتزله را اثبات و يا مخالفت آنها با يكديگر را بيان مىكند ، تنها صبغهء اعتزالى دارد و تمام اين سخنان ، نخستين عرصههاى اين جنبهء كلامى است .
حقيقت اين است كه عرصههاى اين جنبهء كلامى درهم آميختهاند ، لكن ما به منظور بررسى و گسترش انديشه ، به تفصيل آنها مىپردازيم .
الف : عرصهء اعتزالى بحثهاى كلامى جاحظ : نخستين چيزى كه از اصول كلامى معتزله به شمار مىآيد ، سخن جاحظ در مورد مسائلى است كه به آزادى ارادهء انسان ارتباط دارد . اين آزادى كه از خرد و شناخت سرچشمه مىگيرد ، اساس اصول كلامى آنهاست .
جاحظ دربارهء فضيلت انسان بر حيوان سخن مىگويد و برترى انسان را به سبب داشتن استعداد اثبات مىكند و همين استعداد نوعى حجت الهى براى او محسوب مىشود : « پس مىگويم : فرق ميان انسان و چهارپايان و انسان و درنده و حشره و آنچه به انسان اين شايستگى را داده است كه خداوند دربارهاش بگويد : « و آنچه در آسمانها و در زمين است تمام را مسخّر شما گردانيده است . . . » « 2 » نه صورت ظاهرى اوست ، نه اينكه او
هامش
( 1 ) - الحيوان ، ج 1 ، ص 207 .
( 2 ) - جاثيه / 13 .