مَأْكُولٍ
« 1 » ، « نديدى پروردگارت با اصحاب فيل چه كرد ؟ آيا نقشهء آنها را در گمراهى و تباهى قرار نداد ؟ و بر سر آنها پرندگانى را گروهگروه فرستاد كه با سنگهاى كوچك آنها را هدف قرار دادند ، در نتيجه آنان را مانند كاه خوردهشده قرار داد . »
اين سوره وقتى نازل شد كه قريش ، مىكوشيدند به پيامبر صلى اللّه عليه و إله پاسخ دهند و هيچ چيز نزد آنها محبوبتر از اين نبود كه در آن حضرت ، لغزش يا دروغ يا برخى از كاستيهايى را كه خود داشتند ، مشاهده كنند و اگر پيامبر صلى اللّه عليه و إله مطالبى را به آنها يادآور نمىشد كه همگان از پاسخ آن درمىماندند و دشمنان نيز نمىتوانستند آنها را انكار كنند ، مطالب زيادى براى گفتن داشتند . « 2 »
جاحظ با اين سخنان مىكوشد به اثبات متن قرآن بپردازد و با بررسى ادبى اشكالاتى را كه موجب تشكيك در متن قرآن و موهم تحريف در آن مىشود بر طرف سازد . از اينكه جاحظ هنگام نام بردن شاعران سعى در اثبات نسب و موطن آنها دارد و انگيزههاى خوددارى آنان را از اتفاق بر امرى متذكر مىشود ، پىمىبريم كه به اين موضوع معتقد است كه هرچند ميان شعرا بر اثر برخورد منافع ، عداوتى وجود دارد ، امّا آنها با اشعار خود واقعيت حادثهء فيل را به ثبوت رساندهاند و در زمينهء از بين بردن شك ، چيزى محكمتر از متون ادبى كه معاصر با اين داستان باشد و متن قرآن آن را تأييد كند ، وجود ندارد ، يعنى جاحظ با پژوهش ادبى خود ، متن قرآنى را تاييد و توثيق مىكند .
تفسير كلامى جاحظ
بعد كلامى در تفسير از ديدگاه جاحظ يك اصل است ، چرا كه وى سركردهء فرقه معتزله و يكى از پيشوايان اين گروه است و در نزد بزرگترين دانشمند اين فرقه ، يعنى نظّام شاگردى كرده و سخت تحتتأثير او قرار گرفته است . اين امر بروشنى در كتابهايش بويژه كتاب الحيوان به چشم مىخورد . ما در اينجا از جزئيات مسائل معتزله كه ويژهء جاحظ است بحث نمىكنيم ، زيرا جاى آن ، مباحث خاصّ كلامى است ، امّا در اينجا
هامش
( 1 ) - فيل / 1 - 5 .
( 2 ) - الحيوان ، ج 7 ، ص 196 - 200 .