تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
ترعى مذانب وسمى اطاع له * بالجزع حيث عصى اصحابه الفيل
« اين مردم در مسير بارانى كه در « جزع » مىبارد مىچرند ، همان جايى كه فيلها با صاحبانشان مخالفت كردند . » ابو صلت ، نامش ربيعه و همان ابو اميّة بن ابو صلت و از قبيلهء ثقيف و اهل طائف و از شعراى دوران جاهليت است . قبيلهء ثقيف در آن زمان از لحاظ فرهنگ ، ثروت ، داشتن باغ و بوستان همسان نبودند و دو بت به نامهاى لات و غبغب و بتخانه‌اى با چند نگهبان و پرده‌دار داشتند و در اين امر با قريش همسنگى مىكردند . اين شخص ، با تمام اين ويژگيها كه عامل حسد ورزيدن و فخرفروشى است ، دراين‌باره چنين مىگويد :
انّ آيات ربّنا بيّنات * ما يمارى فيهنّ الّا الكفور
« نشانه‌هاى وجود پروردگار ما ، روشن است ، كسى در آن شك ندارد ، مگر شخص ناسپاس » ؛
حبس الفيل بالمغمّس حتّى * ظلّ يحبو كأنّه معقور
« فيل با فرورفتن در آب ، از راه رفتن مىافتاد و چنان راه مىرفت كه گويى مچ پاهايش را بريده‌اند » ؛
واضعا حلقة الجران كما قط * و صخر من كبكب محدور
« به گردن بر روى زمين مىافتاد ، مانند صخره‌اى كه از بالاى كوه پايين افتد » ؛ برخى از شعراى جاهليّت « 1 » به ابرهة بن اشرم گفتند :
اين المفرّ و الاله الطّالب * و الاشرم المغلوب غير الغالب
« به كجا فرار مىكنى ؟ درحالىكه خدا ، گيرنده و پسر اشرم مغلوب است نه غالب » ؛ عبد المطلّب در روز فيل ، هنگامى كه بر كوه حرا قرار داشت گفت :
لاهمّ انّ المرء يم * نع رحله فامنع رحالك
« خداوندا : هركس از خانهء خود دفاع مىكند ؛ تو نيز از خانه‌ات دفاع كن » ؛
هامش
( 1 ) - نفيل بن حبيب است كه در سيره ابن هشام نقل شده است .
مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 180 | مصطفى الصاوي الجويني / موسى دانش / حبيب روحانى