پوست بز بيايد » .
امّا آنچه از شعر ضبىّ گفتيد ، او از مخضرمين است . . .
به جان خودم سوگند كه افوه اودى نيز از شعراى جاهليت است و هيچيك از روات را نديدهايم كه در ساختگى بودن قصيدهء منسوب به او ، ترديد داشته باشد .
وانگهى ، افوه از كجا مىدانست ، شهابهايى را كه مىبيند براى طرد و رجم شياطين است درحالىكه او از دورهء جاهلى است و اين ادّعا ، تنها ويژهء مسلمانان است ، پس اين دليل ديگرى است براى اينكه اين قصيده ساختگى است ، نه واقعى . « 1 »
از آنچه گفته شد آشكار مىشود كه نگرش دينى جعلكنندگان شعر جاهليت ، علامت اين است كه اعتراضكنندگان به آياتى از قرآن كه راجع به رجم شياطين آمده است ، به اين شعر استدلال كردهاند .
موقعى كه جاحظ با اين تحقيق ادبى ، متون ادبى دروغينى را كه به منظور طعن بر آيهء قرآن آوردهشده ، نفى مىكند ، اشكال ديگرى را كه در داستان فيل و واقعيت آن وجود دارد نيز ، بر طرف مىسازد . و در نتيجه اشعار موثّق و معتبرى را كه شاعران دوران جاهليت دربارهء رويداد فيل ايراد كردهاند ، ثابت مىكند : « اين شعر را ابو قيس بن اسلت در دورهء جاهليت بيان كرده و همين شعر دليل بر آن است كه خداوند ، فيل و ابرهه را از خانهء خود به وسيلهء پرندگان ابابيل برگردانيد و ما ، چندى از اين اشعار را هماكنون بيان مىكنيم . ابو قيس چنين گفته است :
و من صنعه يوم فيل الحبو * ش اذ كلّما بعثوه رزم
« از عظمت كار خداوند اين است كه در روز فيل ، هرچه حبشيها آن فيل را فرستادند ، از جايش برنخاست » ؛
محاجنهم تحت اقرابه * و قد كلموا انفه فانخرم
« منقارهاى پرندگان بر تهيگاه فيل سوار فرودمىآمد و او را مجروح مىكرد و بينى اش را مىشكافت » ؛
هامش
( 1 ) - الحيوان ، ج 6 ، ص 272 - 281 .