برخى از آنها از نوع اشارات در كتابهاست ، زيرا هرگاه حادثهاى طورى اتفاق افتد كه هيچ نوع سابقه نداشته باشد ، حجت تمام است و اين خود دليل بر وقوع آن امر عظيم است .
انواع ديگرى از نشانهها ، از قبيل : إرهاص « 1 » : ( اشاره بهكارى ) و تأسيس و تعبيد « 2 » و ترشيح است ، « 3 » زيرا كمتر پيامبرى است كه هنگام ولادت او يا اندكى پيش از آن و يا پس از آن ، حوادثى بىسابقه رخ ندهد و مردم هنگام وقوع اين حوادث مىگويند : اين حادثه به دليل امرى واقعشده و با وقوع اين حادثه ، ارادهء وقوع امرى شده است ، يا اين حادثه پيشبينى براى وقوع امرى خواهد بود ، چنانكه وقتى دنبالهاى براى برخى از ستارگان پيدا مىشود ، حرفهايى مىگويند . به عنوان مثال ، كارى كه عبد المطلب ، هنگام قرعه براى ذبح عبد اللّه انجام داد و نيز جارى شدن آب از زير زانوى شترش ، نوعى ترشيح و تأسيس و تفخيم است و همچنين داستان فيل و پرندگان ابابيل و جز اينها از امورى كه هرگاه براى انسانى پيش آيد بر نجابت و بزرگوارى شأنش مىافزايد و باعث انتظار عظمت هميشگى از وى مىشود .
جاحظ ميان دو گروه از شعرا نيز فرق مىگذارد : گروهى كه دوران جاهليت را درك كردهاند ، امّا دوران ولادت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و پس از آن را درك نكردهاند . گروه ديگر ، آنها كه در دوران ولادت آن حضرت يا پس از آن بودهاند .
جاحظ اشعارى را كه ساخته و پرداختهء گروه نخست مىباشد - به رغم زيادى آنها - موردارزيابى و بررسى قرار مىدهد ، تا دربارهء اشعارى كه در مورد رجم گفتهشده است اظهار نظر كند : « پس اگر اين شهابها - هنگامى كه اين اشعار گفتهشده - ديده مىشده و آشكار بودهاند ، از باب تأسيس و ارهاص است ، ليك اينها براى ما شعرى سرودهاند كه همانند شعر شعرايى است كه ولادت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و پس از آن را درك
هامش
( 1 ) - شرعا نوعى از خرق عادت است كه به پيامبران پيش از نبوت عطا مىشود ، وجه تسميهاش اين است كه اين واژه در لغت به معناى بناى خانه است و اين امر ، اعلام به بناى خانهء پيامبرى است . كشّاف اصطلاحات الفنون .
( 2 ) - تعبيد : مقدّمهچينى و رام كردن .
( 3 ) - ترشيح : آماده شدن براى كارى ، الحيوان ، ج 6 ، پاورقى ، ص 281 .