شَيْءٍ قَدِيرٌ
« 1 » ، « پس نگاه كن به آثار رحمت خدا كه چگونه زمين را پس از مرگ [ به وسيلهء دستبرد خزان ، با نفس باد بهارى ، سبز و ] زنده مىگرداند ؟ به درستى كه خداوند زنده كنندهء مردگان است و او بر هر چيزى تواناست » پس اى انسان ، بنگر چنانكه خدا تو را امر كرده و از سويى بنگر كه از آنجا تو را ره نموده است و آن را با نيروى انديشه فراگير .
خداوند فرموده است :
خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اذْكُرُوا ما فِيهِ . . .
« 2 » ، « آنچه برايتان آورديم با قوّت ايمان فراگيريد و آنچه در آن است به ياد آوريد » . « 3 »
جاحظ در جاى ديگر خواننده را فرامىخواند كه بايد طورى بينديشد كه حق به وى الهام شود و به ظاهر كوچك و حقير اشيا ، فريب نخورد ، بلكه در حقيقت و اندرون امور با توشهء عقل و جان نفوذ كند ، زيرا همين حقايق ، سرچشمهء معارف و زمينههايى است براى شگفتزده شدن و به شگفت آوردن ما ، آنگاه كه انديشهء خود را به جولان درآوريم و احساساتمان را پيدا كنيم .
« . . . آيا در خلقت زنبور عسل و عنكبوت و مورچه انديشيدهاى ، و مىبينى كه ذات اقدس خداوند چگونه از آنها نام برده و چگونه مقام آنها را بالا برده و سورههاى بزرگ و آيات پرمحتواى قرآن را به آنها نسبت داده و چگونه اخبار آنها را خواندنى و وسيلهء امتياز حق از باطل قرار داده و گفته است :
وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ . . .
« 4 » ، « پروردگار تو به زنبور عسل وحى كرد » در كوچكى زنبور عسل و ناتوانى دستهايش تأمّل كن و سپس با عقلت در اين جمله بينديش :
ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا
« 5 » ، « پس از ميوههاى شيرين بخور و راه پروردگارت را به اطاعت بپوى » كه در اينصورت ، زنبور عسل را از كوه سر برفلك كشيده بزرگتر و از فضاى جهان ، گستردهتر خواهى ديد . سپس توجّه كن به اين گفتار خداوند دربارهء مورچه :
حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى وادِ النَّمْلِ
« 6 » ، « تا وقتى كه به وادى مورچگان رسيدند » با آن كودنى و كمهوشى چه ارزشى براى آن قايل
هامش
( 1 ) - روم / 50 .
( 2 ) - اعراف / 171 .
( 3 ) - الحيوان ، ج 4 ، ص 210 - 212 .
( 4 ) - نحل / 68 .
( 5 ) - نحل / 68 - 69 .
( 6 ) - نمل / 18 .