انعطافپذير زبان اشاره مىكند كه بهاين سبب مىتوان از لفظ ، معانى گوناگونى را اراده كرد و از ديگر سو به نگرش اجتماعى انسان توجّه مىدهد كه خداوند براى بندگانش در زندگى ، حقايقى از قبيل اختيار و كوشش و رقابت و كاربرد عقل و جستجو دربارهء ابزار دانش . . . را قرار داده است و باوجوداين ، جاحظ اقرار مىكند كه هيچ چيز مانند تأويل مردم را به هلاكت نمىرساند . « 1 » و شايد دليلش هم ، اين باشد كه هرچند تأويل ، مردم را به امور دشوار وانمىدارد ، امّا ، خود مردم با پرداختن به تأويل از معناى واقعى لفظ دور مىشوند .
بههرحال ، ما در اينجا ، درصدد بررسى تاريخى مسألهء تأويل و بيان آثار آن نيستيم ، بلكه مىخواهيم ديدگاه جاحظ را دربارهء آن بدانيم . ازاينرو ، اقسام گوناگون تفسير نص از ديدگاه جاحظ را بررسى مىكنيم و مىبينيم كه وى ، متن قرآنى يا حديثى را از جنبهء ادبى يا علمى بهكار مىگيرد و آن را با سخنان خود درهم مىآميزد و وسيلهء بيان انديشههايش قرار مىدهد .
همچنين جاحظ از قرآن و حديث استفادهء جدلى مىكند و در جدال با هر گروهى براى تأييد نظريهاش ، از آن كمك مىگيرد و سپس نصّ قرآنى و حديثى را از لحاظ علمى بهكار مىگيرد و بدون توجه به اقوال ديگران به تأويل و تفسير اين نص مىپردازد .
ما به همين دليل مفهوم تفسير را گسترش مىدهيم ، چنانكه جاحظ انجام داده است . بنابراين ، ما همچون جاحظ مفهوم تفسير را گسترش مىدهيم و از آن ، تنها بيان معناى صريح و مستقيم از طريق شرح و توضيح را قصد نمىكنيم ، بلكه مقصود ما از آن ، بيان معنا از راههاى ديگر و غيرمستقيم است و در آيندهء نزديك خواهيم گفت كه مراد از اين راهها ، درآوردن متون به رنگى است كه به معنا يا تفسير اين متون ، كمك كند و ما اين متون را از ميان كتابهاى كلامى و معانى و بيان و جانورشناسى كه زمينههاى تأويل متن محسوب مىشود ، دستچين مىكنيم .
هامش
( 1 ) - الحيوان ، ج 6 ، ص 200 .