بنابراين ، بحث و تحقيق ، دربارهء جاحظ ، به دانش گسترده و آگاهى از فنون و موضوعات مختلف نيازمند است و در موضوع محدودى نظير تحقيقى كه ما آن را انجام مىدهيم و موادّش را از ميان تحقيقات بيانى و كلامى و يا از لابلاى دانش جانورشناسى پيدا مىكنيم ، لازم است به نص استشهاد كنيم ، هرچند اين كار وقت زيادى مىطلبد و در غير اين صورت اگر چيزى از نص را حذف كنيم ، سخن ما بدون دليل خواهد بود و اگر خواننده را به اين نص حواله دهيم ، احاله به نصوصى خواهد بود كه در ميان نصهاى متنوّع جاحظ ، گم شده است .
پس از ياد كردن همهء اين امور ، از جاحظ مىخواهيم كه دربارهء فهم و درك خود از متن قرآن به قلم خود ، براى ما ، سخنگويد و اينك دراينباره به صورت زير سخن مىگويد :
نظريهء جاحظ دربارهء برداشت از متن قرآن
در اين زمينه ، نخست بر ما لازم است كه مفهوم « تأويل » را از ديدگاه جاحظ مورد بحث قرار دهيم ، آنهم نه به اين دليل كه دو اصطلاح تفسير و تأويل را در كتابهاى تفسيرى ، زياد مىبينيم و علما به بحث و جدال درباره آنها پرداختهاند ، بلكه به اين دليل كه شيوهء جاحظ در روشن ساختن متن ، پيرامون مفهوم اين تأويل دور مىزند . « 1 »
جاحظ نقل مىكند كه عرب دربارهء كفّاره و قسم مىگفتند : اگر شترانم و يا گوسفندانم به فلان تعداد برسد ، فلان تعداد « عتيره » براى بتها قربانى خواهم كرد .
( « عتيره » حيوانى است كه در حج رجبيه قربانى مىكردند و جمع آن عتاير است و به معناى آهوها نيز آمده است ) و هنگامى كه تعداد اشتران و يا گوسفندان يكى از آنان به آن
هامش
( 1 ) - بخشى از اين مشاجره را سيوطى در فصلى از كتاب الاتقان ، ج 2 ، ص 173 - 174 آورده و اندكى بعد راغب اصفهانى در قرن پنجم هجرى به اختلاف دقيقى كه ميان اين دو كلمه است ، توجّه كرده و خلاصهء انديشهء او را هم ، ابن تيميّه ، برگزيده و در اطراف آن ، كتابى به نام الاكليل فى المتشابه و التّأويل تأليف كرده است ، امّا جاحظ ، در بيان معناى تأويل ، بر همهء اينها ، تقدّم دارد .