تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
عددى كه نيّت كرده بود مىرسيد ؛ سخن خود را تأويل مىكرد و مىگفت : من گفتم اين عدد شاة قربانى مىكنم و آهو ، نيز همان شاة است ؛ چنان‌كه غنم نيز همان شاة است و از اين‌رو ، تمام نذر قربانى خود را كه گوسفند نيّت كرده بود ، با قربانى آهوان ادا مىكرد . « 1 » بنابراين ، تأويل در اين‌جا نوعى سوءاستفاده از انعطاف‌پذيرى زبان است كه به خاطر عام بودن لفظ ، آن را به معنايى كه مطابق ميلش بوده به‌كار گرفته است ، زيرا عتيره عبارت از قربانى است و به معناى آهو نيز هست و ظباء به معناى شاة و غنم نيز به معناى شاة مىباشد و مقصود اين عرب از قربانى در آغاز ، غنم بوده ؛ امّا بعد كه حاجتش برآمده و شمارهء گوسفندانش به مقدار موردنظرش رسيده ، به دليل فرومايگى و پستى قربانى خود را از آهوان بيابانى كه صيد مىكرده ، ادا مىنموده است . « 2 » اين يك نوع كاربرد تأويل از واژه بود . نوع ديگر آن است كه واژه ، بر ترجمه ، يا معناى متضاد يك واژه نيز به‌كار مىرود چنان‌كه - راجع به « زرافه » مىگويند : در فارسى ، نامش « شترگاوپلنگ » است و « شتر » را به « بعير » و « گاو » را به « بقره » و « پلنگ » را به « ضبع » تأويل مىكنند . « 3 » در اين صورت روشن مىشود كه معناى تأويل از ديدگاه جاحظ و معاصرانش همين تفسير لغوى نزديكى است كه با معناى نص مطابقت داشته باشد ، چنان‌كه وى از اين تفسير ، همان معناى در نظر گرفته‌شده از نص را اراده مىكند . تأويل به اين‌صورت ، يعنى توجيه دلخواهى كه موجب اختلاف اذهان مىشود و شايد بهترين مثالى كه اين توجيه را مجسم كند ، داستان ارتداد آن مرد خراسانى است كه مسيحى بود ، اسلام آورد و سپس به مسيحيت برگشت . وقتى كه مأمون علت بازگشت او به مسيحيت را از او جويا شد ، آن مرد گفت : كثرت اختلافى كه در ميان شما مسلمانان ديدم مرا به وحشت انداخت . مأمون در پاسخ او مىگويد - يا اگر به دقت ملاحظه كنيم جاحظ از طرف او مىگويد - « در ميان ما مسلمانان دو نوع اختلاف وجود دارد :
هامش
( 1 ) - الحيوان ، ج 1 ، ص 18 ، نشر عبد السلام هارون . ( 2 ) - اين مطلب در ص 114 نيز ذكر شد . ( 3 ) - الحيوان ، ج 1 ، ص 142 - 143 .