تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
اختلاف اوّل : از قبيل اختلاف در اذان و تكبير در نماز ميّت و اختلاف در تشهّد و نمازهاى عيد و تكبير بعد از هر نماز در ايّام تشريق و اختلاف در قرائتها و فتواها و مانند اينهاست . اينها درواقع اختلاف نيست ، بلكه نشانهء مختار بودن ، وسعت دادن و كم‌كردن زحمت است . پس كسى كه فصول اذان و اقامه را دوبه‌دو بگويد - به نظر اهل سنت - نمىشود به او اقتدا كرد و كسى كه فصول اذان را دوبه‌دو و اقامه را يك‌يك بگويد گناهى مرتكب نشده است و مسلمانان در اين امور يكديگر را سرزنش و عيب‌جويى نمىكنند ، تو اين امور را آشكارا مىبينى و به‌طور قطع برآن گواهى مىدهى . اختلاف ديگر از قبيل اختلاف در تأويل و تفسير آيهء قرآن و حديث پيامبر صلّى اللّه عليه و إله است ، به‌رغم اين‌كه همهء ما مسلمانان براصل نزول قرآن ، اجماع و بر صدور خبر از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله اتّفاق داريم . اگر اين امر تو را به وحشت انداخته است تا آن‌جاكه به همين دليل ، قرآن را منكر شوى ، مىبايست نصارا و يهود در تورات و انجيل بر تأويل يك لفظ اتفاق داشته باشند چنان‌كه بر نزول آن اتّفاق دارند و بايد ميان آنها در هيچ‌يك از تأويلها اختلافى نباشد و بر تو سزاوار است به لغتى رجوع كنى كه در تأويل الفاظ آن ، هيچ اختلافى نباشد . اگر خداوند ، مىخواست كتابهاى آسمانى و سخنان پيامبرانش را كه يادگارهاى آنهاست به گونه‌اى نازل كند كه نياز به تفسير و تأويل نداشته باشد ، اين‌كار را مىكرد ، امّا هيچ‌چيز از امور دين و دنيا به‌طور كامل و به قدر كفايت به ما نرسيده است و اگر همه چيز به قدر كافى و بدون نياز به تأويل به ما مىرسيد ، امتحان و آزمايش واقع نمىشد و پيروزى و شكست از بين مىرفت و برترى وجود نداشت ، در حالى كه خداوند بناى دنيا را براين قرار نداده است » . « 1 » معناى اين عبارت اين است كه در زمينهء نص ، گريزى از تفسير و تأويل نيست و هيچ كلمه‌اى از آن خالى نمىباشد . گويى جاحظ با اين بيانش از سويى به سرشت
هامش
( 1 ) - البيان و التّبيين ، ج 3 ، ص 375 - 377 ، نشر عبد السلام هارون .