وقتى مىگوييم جاحظ فرهنگ زمان خود را تحتتأثير قرار داده است ، سخنى به گزاف نگفتهايم و دراينصورت طبيعى است كه نبايد پژوهشهاى سودمند دربارهء او را مورد انتقاد قرار دهيم ، بلكه نياز به پژوهش نو دربارهء او داريم . چه ، بهرغم پژوهشهاى گوناگون دربارهء جاحظ ، راجع به ديدگاه عقلى و ادبى او در مورد متون قرآن و حديث پژوهشى انجام نشده است ، در حالى كه اين موضوع در بررسى زندگى جاحظ بسيار مهم است .
بررسى در زمينهء نظريات جاحظ ، اقتضا دارد كه چند موضوع را به قرار زير مورد تحقيق قرار دهيم :
از جمله اينكه بايد گفت : بسيارى از آثار فرقهء معتزله از بين رفته است و مقدار بر جاى مانده به آثار زير منحصر مىشود :
تفسير كشاف زمخشرى و برخى از كتابهاى منتشرشده از قاضى عبد الجبار ، مانند المغنى و تنزيه القرآن عن المطاعن و تفسير جزء عمّ از رمّانى و برخى از مجالس در كتاب امالى سيّد مرتضى و ديگر متون معتزله در تفسير قرآن كه در نقاط مختلف پراكندهاند و ما بعضى از آنها را در تفسير فخر رازى و امثال آن مشاهده مىكنيم .
بنابراين ، هدف ما از تحقيق دربارهء زندگانى علمى جاحظ ، شناخت حلقهاى از سلسله كوششهايى تفسيرى است كه در خدمت نصّ قرآنى به كار گرفتهشده ، آن هم از سوى يكى از برجستگان معتزله كه بىچونوچرا داراى مكتب انديشهء آزاد اسلامى است و در ابعاد كلام و ادب و شناخت بطور كلّى نسبت به ديگران برترى دارد .
وقتى كه فرقهء معتزله ، با انديشه و فرهنگ خاصّ خود ، بهترين نماينده اسلام باشد و حقايق آن را آشكار ساخته و از حملات طرفداران آيينهاى ديگر ، جلوگيرى كند ، تحقيق دربارهء اين فرقه ، صورت يك قضيّهء مهمّ و حياتى را در تاريخ انديشهء اسلامى به خود مىگيرد و بر ما لازم مىشود كه به اندازهء توانمان ، ابعاد گوناگون اين قضيّه را روشن سازيم و عوامل تأثيرگذار در دورههاى مختلف آن و نيز مقدار همخوانى و سازش آن را با ديدگاه معتزله و مخالفان آنها ، چه مسلمان و چه غير مسلمان ، دربارهء متن قرآنى و
مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 157
مساهمون: مصطفى الصاوي الجويني
ص١٥٧