روايى و حديث و آثار گذشتگان اعتمادى ندارند و تنها به كتابهاى ادبى و كلامى كه بزرگانشان نوشتهاند ، اعتماد مىكنند .
آيا روش معتزله مأخذ درستى دارد ؟
اشتباه معتزله در اين است كه دربارهء معناى ظاهر متن قرآن دو موضع متعارض فراپيش گرفتهاند :
نخست اينكه از ظاهر عبارات چيزى را پذيرفتهاند كه با نظريهء آنان همخوان باشد و آنچه را كه همخوانى ندارد ، ردّ كردهاند .
دوم اينكه به تأويل و بهكارگيرى خرد مىپردازند تا آيات را با افكارى كه در سر دارند هماهنگ سازند . بنابراين ، بزرگترين خطاى معتزله اعتقاد قاطع آنها به اصول فكرىشان است كه آنان را وامىدارد ، مسائل دينى را كه بيشتر به عالم غيب و وحى مربوط است با اين اصول هماهنگ سازند و نخستين ابزار آنها در اين امر ، خرد است كه به آن اعتماد زيادى دارند و همين خرد آنها را به اختلاف و بىنظمى دچار ساخته تا آنجا كه در راه هدفشان ، آنچه از معارف پذيرفتهاند از دست دادهاند .
معتزله هرچند آغاز كارشان دفاع از اسلام در مقابل اشكالات دشمنان بود ، سرانجام ، به تعصّب شديد مذهبى كشيده شدند و رهآورد اين تعصب هم همان تأويل آيات قرآن بود .