تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
آن احتمال جعل و تقلب وجود دارد و چنان‌كه از نظر سند و راوى گاهى مورد شك واقع مىشود ، از نظر متن نيز ردّ مىشود . بنابراين ، آزادى معتزله در حديث مطلق است . براين اساس ، ابو على معتزلى با اين‌كه سلسله روات دو حديث را كه باهم يكسان هستند ، پذيرفته ، امّا متن يكى از آنها را از ديدگاه خرد مورد انتقاد قرار داده است . بركانى از ابو على دربارهء حديثى كه ابو زياد از اعرج نقل مىكند كه ابو هريره گفت : پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرموده است : لا تنكح المراة على عمتها و لا على خالتها : « هيچ زنى هووى عمّه و خاله‌اش نمىشود » سؤال كرد ، ابو على گفت : اين حديث صحيح است . آن‌گاه بركانى گفت : با همين سند حديث احتجاج آدم با موسى نقل‌شده آيا درست است ؟ ابو على گفت : نه ، بلكه اين خبر باطل است . بركانى در پاسخ گفت : دو حديث با يك سلسله سند چگونه مىشود كه يكى درست و ديگرى نادرست باشد ؟ ابو على در پاسخ او گفت ، زيرا قرآن و اجماع مسلمين و عقل آن را باطل مىدانند . دراين حديث نقل شده است كه موسى عليه السّلام حضرت آدم عليه السّلام را در بهشت ديدار كرد و گفت : اى آدم ، تو پدر انسانها هستى ، خدا تو را با دست قدرت خود آفريد و در بهشت جاى داد و فرشتگان را برايت به سجده درآورد ، با اين حال او را معصيت كردى . آدم گفت : اى موسى آيا من اين عصيان را انجام دادم يا خداوند دو هزار سال پيش از آفرينش من آن را براى من مقدر كرده است ؟ موسى گفت : اين چيزى است كه خداوند برايت نوشته بوده است . آدم گفت : پس چرا بر آنچه از پيش برايم نوشته‌شده ، مرا سرزنش مىكنى ؟ و به اين طريق آدم موسى را مغلوب ساخت . ابو على گفت : آيا اين حديث چنين نيست ؟ بركانى گفت همين‌طور است . آن‌گاه ابو على گفت : وقتى كه آدم براى عمل خود به اين طريق معذور باشد ، آيا فرزندان گنهكار وى ، بلكه كافران بهانه‌اى نخواهند داشت تا از سرزنش معاف باشند ؟ بركانى ساكت شد . چنان‌كه گفته شد با اين‌كه در اين روايت ، راوى از نظر ابو على موثّق بوده ، امّا به