آن توجه نكرده ، زيرا متن حديث كه ظاهرش مفيد جبر است ، مغاير با عقيدهء معتزله كه انسان را در ارادهاش آزاد مىدانند مىباشد .
ليك بهرغم اينكه مىبينيم ابو على در ردّ اين حديث از سه دليل : قرآن و اجماع مسلمين و عقل نام برده ، امّا فقط از دليل عقل استفاده كرده و دو دليل قرآن و اجماع را بيان نكرده است .
بههرحال بحثهاى عقلى معتزله در متن احاديث ، آنان را نيازمند مىسازد تا امورى چند را كه براى هر پژوهشگر در حديث ، لازم است ، مورد توجه قرار دهند .
همخوانى حديث با سبب نقل آن و نيز ارتباط حديث و اسلوب معنوىاش با سخنى كه پيش از آن گفتهشده و يا بعد از آن گفته مىشود و همچنين شناخت شرايط و علل آن از جملهء اين امور است .
دليل ما براين امر ، مطلبى است كه از جاحظ مىشنويم كه در حديث كشتن مارمولك مىگويد :
« . . . بعلاوه ، شايد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله اين سخن را - اگر گفته باشد - بر سبيل حكايت از گفتههاى قوم گفته باشد و ممكن است به معنايى باشد كه در آن زمان معلوم بوده و مردم سبب گفتن آن را ياد نكرده و خبر را بدون علت روايت كردهاند ؛ و نيز ممكن است كسى كه اين حديث را از پيامبر شنيده ، تنها در بخش پايانى سخن آخرش حضور داشته و قسمت نخست آن را نشنيده است و شايد خود حضرت با اين سخن به گروهى از اصحابش نظر داشته كه ميان او و آنها دراينباره گفتگويى صورت گرفته و اين ، امرى رايج و بىاشكال است » .
جاحظ در مورد ديگرى مىگويد : « گفته مىشود كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به عتبة بن ابى لهب فرمود : « سگ خدا تو را بخورد » و شير او را خورد . در حالى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله هرگز اين سخن را نگفته و اگر هم گفته باشد دربارهء سخن ديگرى و يا بر سبيل حكايت بوده است » .
سپس جاحظ بيان كرده است كه معتزله ، نخست به بررسى سند نمىپردازند - كارى كه اهل حديث مىكنند - و آن را توثيق يا تضعيف نمىكنند تا انتقادشان دربارهء
مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 153
مساهمون: مصطفى الصاوي الجويني
ص١٥٣