وقتى سيّد مرتضى از بيان اينكه « نظر » در آيه به معناى ديدن نيست فارغ مىشود ، مىپذيرد كه يكى از اقسام نظر ، ديدن با چشم است ، امّا ديدن چه چيزى ؟
برخى از مفسّران پذيرفتهاند كه : « نظر ، به معناى ديدن با چشم است و آيه را به ديدن اهل بهشت نعمتهايى را كه خداوند به ايشان ارزانى داشته ، حمل كردهاند ، به اين بيان كه آنچه در حقيقت ديده مىشود حذفشده و در آيه نيامده است » .
سيّد مرتضى پس از اين همه رنج ، مىكوشد كه خيالش را راحت سازد و لذا نظريّهء بعضى از معتزله را در آيهء مورد بحث مىپذيرد و چنين مىگويد :
« توجيه شگفتانگيزى از اين آيه از برخى متاخّران نقل شده است كه طرفداران اين نظريه ، نه نيازى به عدول از ظاهر آيه دارند ، نه نياز به كلمهاى در تقدير و نه نياز به مجادله با طرفداران رؤيت خدا كه آيا در كلمهء « نظر » احتمال رؤيت با چشم هست يا نه ، بلكه اعتماد به اين نظريه درست است ، خواه اين واژه به معناى انتظار قلبى باشد يا ديدن با چشم . اين نظريه از اين قرار است : « الى ربّها » به معناى نعمة ربّها است ؛ يعنى به نعمت پروردگارش نظر مىكند » . [ « الى » را اسم به معناى نعمت گرفته و از اين جهت گفته است :
آلاء به معناى نعمتهاست . ]
امّا شكى نيست كه اگر سيّد مرتضى به اين تأويل اخير اعتماد كرده است ، ما هرگز بدان اعتماد نمىكنيم ، زيرا « الى » در اين آيه حرف جرّ است و نه اسم و به معناى نعمت .
هرچند بهطور طبيعى شيوهاى كه معتزله در تفسير قرآن دنبال كردهاند ، از يكسو آنان را در معناى آيات قرآن به تكلّف و زحمتى دچار كرده كه مخالف اصول آنهاست ، امّا از سوى ديگر ، اين شيوه ، فوايد غيرقابل انكارى دارد كه در ذيل به بيان آنها مىپردازيم :
از جمله فوايد اين شيوه ، بررسى و تفسير عقلى آيات قرآنى است و لذا نظّام معتزلى سفارش كرده است كه ما نبايد به بسيارى از مفسّران اعتماد كنيم هرچند آنان خود را پيشواى تودهء مردم قرار مىدهند و در هر مسألهاى دخالت مىكنند ، زيرا بسيارى از آنان بدون سند و پايه ، حرف مىزنند و هر مفسّرى كه مطالبى را دور از انديشه و خرد
مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 149
مساهمون: مصطفى الصاوي الجويني
ص١٤٩