احتمال مىدهد ، بيان كند » .
اكنون بايد ببينيم ، معتزله تا چه حدّ در بهكار بردن اين شيوه و استعمال لفظ در تمام معانى و وجوهى كه در چهارچوب اصول فكريشان احتمال مىدهند ، رنج كشيدهاند ؟ آيهاى هست كه ظاهرش بهطور آشكار با نظريهء معتزله در باب توحيد تضاد دارد . درباره اين آيه سؤالى مطرح مىشود كه آيا خدا را مىتوان با چشم ديد ؟ سيّد مرتضى براى توجيه معنوى نص مىگويد : « اصحاب ما ، دربارهء آيهء :
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ * إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ
« 1 » ، « در روز قيامت رخسار گروهى از شادى برافروخته و به پروردگارشان نظارهگرند » و ردّ آنچه معتقدان به رؤيت خداوند گمان كردهاند ، به چند ديدگاه و معنا متوسل شدهاند ، از جمله اينكه گفتهاند : « نظر ، نه مفيد رؤيت است و نه احتمال مىرود كه رؤيت از معانى آن باشد » ؛ و همچنين او در يك تعريف قطعى ، اصول معتزله را به روشنى مورد توجّه قرار مىدهد و از اين طريق به تأويل مفهوم « نظر » مىپردازد و آن را به چند بخش تقسيم كرده ، مىگويد :
1 - تيز كردن مردمك چشم به منظور ديدن چيزى ؛
2 - نظرى كه به معناى انتظار كشيدن باشد ؛
3 - نظرى كه به معناى مورد عطوفت و رحمت قرار دادن است ؛
4 - به معناى انديشه و تامّل كردن ؛
تا آنجا كه مىگويد :
« چون رؤيت داخل در هيچيك از اين اقسام نيست ، اهل تحقيق به ظاهر آيه تمسك نكردهاند و همگى به تأويل و توجيه آن به معنايى غير از رؤيت و ديدن پرداختهاند » .
سپس سيّد مرتضى يادآور مىشود كه برخى از مفسّران « نظر » را به معناى انتظار ثواب گرفتهاند ، هرچند از ثوابى كه مورد انتظار است نامى برده نشده و تنها منتظر منه كه پروردگار است ذكر شده و اين در ميان عرب ، معروف و معمول است .
هامش
( 1 ) - قيامت / 22 - 23 .