تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
سيّد مرتضى چنين مىگويد : « وقتى كه با دلايل عقلى قطعى كه احتمال و مجاز و توجيهات در آن راه ندارد ، ثابت شود كه هيچ‌گونه گناهى به ساحت قدس پيامبران عليهم السّلام راه نمىيابد ، هر عبارتى از قرآن يا سنّت را كه ظاهرش بر خلاف اين باشد ، به همان مفهومى برمىگردانيم كه با دلايل عقلى سازگارى دارد نظير عباراتى كه دربارهء صفات خداوند آمده و بر خلاف عقل است كه همهء آنها بر خلاف ظاهرش حمل مىشود » .

ابزار تأويل از ديدگاه معتزله

ابزار تأويل از ديدگاه معتزله عبارتند از : عقل كه تكيه‌گاه اصول دينى آنهاست ؛ لغت ؛ و مهارتى كه براى تأويل به كار گرفته شود . دربارهء عقل كه نخستين ابزار معتزله است ، حرفى نداريم ؛ زيرا زمينهء بحث آن كتابهاى كلامى است و در آغاز بحث هم به مهمترين مسائل متكلمان دربارهء عقل اشاره شد . امّا آنچه اندكى ما را به بررسى وادار مىكند توجه فراوان معتزله به لغت است . و براى اين‌كه لغت با روش عقلى آنها سازگار باشد ، در آن دخل و تصرف مىكردند و پيش از هر چيز ، وقتى معتزله ديدند كه اهل سنّت - كه ابن فارس بيانگر نظريهء آنهاست - مىگويند : لغت ، امرى توقيفى است و اين سخن اشاره به اين عقيدهء آنان دارد كه خدا خالق افعال بندگان مىباشد ، به اهل سنت پاسخ دادند و گفتند : - نشانگر نظريه آنها ابن جنى و ابو على فارسى است - لغت امرى اصطلاحى است [ نه توقيفى و وضعى ] . آنها وضع الفاظ براى معنا از جانب خدا را ردّ كرده‌اند ، زيرا لازمهء اين عمل ، ايماواشاره به وسيلهء اعضاست و حال آن‌كه خداوند از داشتن اعضا و جوارح منزّه است . وقتى واژه‌ها تا اين حدّ در اختيار انسان قرار گيرد ، ممكن است براى يك لفظ چند معناى متفاوت باشد ، زيرا اين لفظ در موارد مختلف به كار مىرود و شرايط گوناگونى برايش پيش مىآيد . چنان‌كه جاحظ مىگويد : « گاهى يك اسم [ لفظ ] از نظر تلفظ و نوشتن يكى است ، امّا از لحاظ مكان و معنا مختلف . در اين صورت ، براى تعيين معناى