اصطلاحى « تأويل » از ديدگاه آنان ، بپردازيم و آن را از يكى از پيشوايانشان كه جاحظ نام دارد ، به دست آوريم .
جاحظ مطلبى را نقل مىكند كه در گذشته در ميان عرب چنين معمول بوده است كه هركس در مورد برآورده شدن آرزوى خود نذر كرده و مىگفته است : اگر شتران و يا گوسفندانم به فلان عدد برسد ، فلان مقدار از عتيره براى بتها به عنوان قربانى ، خواهم كشت ( عتيره قربانى است كه عرب در ماه رجب براى خدايانشان قربانى مىكردند و جمعش عتاير است ) ؛ امّا وقتى كه مقصودش حاصل مىشد و شتران يا گوسفندانش به عددى كه شرط كرده بود ، مىرسيد ، سخن خود را تأويل مىكرد و مىگفت : من در نذر خود ، گوسفند و آهو شرط كرده بودم . بنابراين به جاى گوسفند ، آهوهايى را كه در بيابان صيد مىكرد ، قربانى مىكرد . اينگونه تأويل به معناى برگرداندن لفظ از معناى اوّل به معناى ديگرى است كه برطبق ميل خود و با استفاده از انعطافپذيرى زبان صورت مىپذيرد ، چرا كه « غنم » و « شاة » به يك معناست و « آهو » و « شاة » هم يكى است ، در حالى كه به هنگام شرط كردن در آغاز ، آن اعرابى براى اداى نذر خود ، « غنم » قصد كرده بود ، امّا وقتى كه گوسفندانش به عدد معين مىرسيد از قربانى كردن گوسفند بخل ورزيده و از آهوانى كه شكار مىكرد به عنوان قربانى استفاده مىكرد ! « 1 » معتزله عين همين تأويل را در روش تفسير قرآن و فهم حديث بهكار مىبرند .
البته اينگونه تأويلات اگر بخواهد عملى شود نياز به دلايل و اسبابى دارد كه تمام آن را سيّد مرتضى رحمة اللّه در تفسير اين آيه از سورهء يوسف خلاصه كرده :
وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ ، كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ
« 2 » ، « زليخا آهنگ يوسف كرد و او نيز اگر برهان پروردگارش را نمىديد ، آهنگ وى مىكرد ، اينچنين كرديم تا بدى و فحشا را از او دور سازيم ، چرا كه او از بندگان با اخلاص ما بود » .
هامش
( 1 ) - اين مطلب در ص 128 - 129 تكرار شده است . م .
( 2 ) - يوسف / 24 .