تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
مجبورى و تابع سرنوشت بودن وى ، در خبر آمده است . عقل مىگويد : محال است كه خداوند كسى را به انجام كارى مجبور سازد و سپس او را محاكمه و مجازات كند . بنابر اين ، آيات مربوط به اين موضوع عقلانى ، بايد به هر نحو ممكن تأويل و توجيه شوند . براين اساس ، تأويل آيات براساس خردگرايى از اصول معتزله شده است و آنان با اين ديدگاه و به منظور كشف معنى ، همه‌جانبه در تمام قرآن سير مىكنند و به‌اين نتيجه مىرسند كه « محكم » آيه‌اى است كه ظاهر معناى آن با اصول آنان سازگار باشد و « متشابه » آيه‌اى است كه ظاهرش با اصول اعتقادى آنان سازگار نباشد . شايد اوّلين مسأله‌اى كه اشارهء صريح به‌اين مطلب دارد ، مسألهء مرتكب كبيره و ميزان مجازات او باشد كه فرقهء معتزله برپايهء آن بنيان شده است . دو بنيانگذار مكتب اعتزال - و اصل و عمرو - عقيده دارند كه « محكم » آيه‌اى است كه در آن ، خداى سبحان كيفر گناه فاسقان را اعلان فرموده مانند :
وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً . . .
، و امثال اين ، از آيات تهديد . و « متشابه » آيه‌اى است كه در آن خداوند كيفرش را از مردم پنهان داشته و آن‌گونه كه در « محكمات » بيان فرموده كه گناهكاران را به خاطر گناه‌شان كيفر مىدهد ؛ در « متشابهات » بيان نفرموده است . بنابراين ، رسالت تفسير از ديدگاه معتزله ، تأويل آياتى است كه با اصول خردگرايى آنان همخوانى نداشته باشد ، يعنى همسان كردن معناى آيه « متشابه » با « محكم » از خلال معناى آن . آنان اظهار داشته‌اند كه هركس انحراف و ترديدى در دلش باشد از متشابه پيروى مىكند ، مانند « مشبّهة » و « مجبّرة » كه به ظاهر قرآن عمل مىكنند و به همين خاطر خداوند آنان را نكوهش كرده است . آنچه بر ما واجب است آن است كه بايد از دليل پيروى شود و هيچ آيهء متشابهى نيست ، جز اين‌كه همراه آن دليلى وجود دارد كه بر مقصود آن دلالت مىكند و آن خرد است .

معناى تأويل از ديدگاه معتزله

بهتر است پيش از يادآورى برخى شيوه‌هاى معتزله در تأويل قرآن ، به معناى