فصل اوّل ديدگاه معتزله در تفسير قرآن و احاديث
ديدگاه معتزله در برابر تفسير قرآن و حديث ، از آغاز ، براساس خردگرايى استوار بوده است ، زيرا آنان خرد را پيش از شرع حجّت دانستهاند و براين اساس ، پنج اصل اعتقادى را براى خويش برگزيدند كه همگى دربارهء آنها همداستانند ، هرچند با يكديگر در فروع اختلافنظر دارند . اين اصول پنجگانه عبارتند از : توحيد ، عدل ، وعدووعيد ، منزلة بين المنزلتين ، امر به معروف و نهى از منكر .
اين ديدگاه معتزله از آنچه خيّاط معتزلى نقل مىكند ، روشن مىشود . او از جعفر بن بشر دربارهء سخن خداى متعال :
يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ
، و آيهء : « ختم » و « طبع » سؤال كرد . وى در پاسخ گفت : اكنون براى انجام كارى شتاب دارم ، ولى سخنى را به تو مىگويم تا بدان عمل كنى . بدان كه بر خداوند أحكم الحاكمين روا نيست كرامتى را به انسان عطا كند و سپس از او بگيرد يا آن را به رذالت تبديل كند و نيز شايسته نيست كه او كسى را از كار زشتى نهى كند و بعد خود او را در آن وارد سازد و ازاين پس تو هرگونه خواستى اين آيات را تفسير كن .
پاىبندى معتزله به اصل خردگرايى
فهم اين موضوع داراى اهمّيّت آشكار است كه معتزله در آغاز به اصل خردگرايى ، دراينجا مقصود از آن عدالت است ، پاىبندند و مسائل مختلفى از اين اصل نشأت مىگيرد و از آن جمله ، مسألهاى است كه دربارهء آزادى و مختار بودن انسان يا