برخى از زباندانان معتقدند كه ممكن است يك لفظ در چند زبان باهم مشترك باشد ، ابن جنّى در الخصائص مىگويد :
گفته مىشود : « تنور » لفظى است كه در زبان همهء مردم چه عرب و چه غير عرب ، مشترك است . اين واژه عربى نيز محسوب مىشود ، زيرا از زبان ديگرى به زبان عربى منتقل نشده است بلكه يك نوع توافقى است كه ميان زبانهاى مختلف صورت گرفته است .
سيوطى بعيد دانسته كه واژهء تنور در اصل از يك زبان بوده و سپس به همهء زبانها منتقل شده باشد ، زيرا نظير آن را در زبانهاى ديگر نمىشناسيم . « 1 »
سيوطى معرّب را اينگونه تعريف مىكند : معرب واژهاى است كه براى معنايى در غير زبان عربى وضع شده و عرب آن را به كار برده است . ابو عبيد قاسم بن سلام گويد : مفسّران در مورد وجود واژهء عجمى در قرآن اختلاف دارند ، از ابن عباس و مجاهد و ابن جبير و عكرمه و عطاء و ديگر مفسّران روايت شده كه آنان واژههاى بسيارى را غير عربى دانستهاند و اين نظريه فقيهان است .
سيوطى مىگويد : عربىدانان اعتقاد دارند كه از سخنان غير عرب چيزى در قرآن وجود ندارد ، زيرا خداوند متعال مىفرمايد :
قُرْآناً عَرَبِيًّا
« 2 » ،
بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ
« 3 » .
ولى ابو عبيد قاسم بن سلام گفته است : « به نظر من حق اين است كه ميان نظريهء هر دو گروه جمع گردد و راهش اين است كه بگوييم : اينگونه واژهها در اصل چنانكه مفسران گفتهاند غير عربى است ، جز اينكه وارد زبان عرب شده و آنها اين واژهها را به زبان خود تغيير داده و معرّب ساختهاند و سپس الفاظ غير عربى به صورت عربى در آمده و پس از آنكه قرآن نازلشده اين قبيل واژگان با سخن عرب درهم آميخته است .
بنابراين هم كسانى كه گفتهاند آنها عربى است و هم كسانى كه معتقد به غير عربى بودن آنها هستند ، درست مىگويند » . « 4 »
هامش
( 1 ) - المزهر ، ج 1 ، ص 158 .
( 2 ) - زخرف / 3 .
( 3 ) - شعراء / 195 .
( 4 ) - همان مأخذ ، ص 159 .