تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
را ثابت كند . او در ردّ هرگونه شبهه‌اى در مورد عربيّت قرآن حساسيّت شديدى داشت . ابو عبيده مىگويد : قرآن به زبان عربى آشكار نازل شده و هركس خيال كند سخن غير عربى در آن وجود دارد به گزاف سخن گفته است و كسى كه گمان كند واژه‌هاى آن به زبان نبطى « 1 » است گناه بزرگى مرتكب شده است . البته گاهى دو لفظ [ در قالب و معنا ] با يكديگر نزديك و دمسازند و حال آن‌كه ممكن است يكى از آن دو عربى و ديگرى فارسى يا غير آن باشد ، از اين قبيل است واژهء « استبرق » كه به معناى پارچه ابريشمى ضخيم است و در فارسى به آن « استبرك » گويند و كلمهء « فرند » ( شمشير جوهردار ) در زبان فارسى كه در عربى به آن « جور » گويند و امثال اينها فراوان است . « 2 » اين بحث و جدل دربارهء عربيت قرآن جوّ فعّالى را به وجود آورده بود . عموم علما گفته‌اند : به دليل آيهء :
إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا
« 3 » ، « ما آن را قرآنى فصيح و عربى قرار داديم » ، و آيهء :
بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ
« 4 » ، « آن را به زبان عربى آشكار نازل كرد » ، در كتاب خداى سبحان چيزى غير از زبان عرب وجود ندارد . ولى برخى ادعا كرده‌اند ، در قرآن واژه‌هايى هست كه عربى نيست ، تا آنجا كه گفته‌اند : زبان رومى و قبطى ( زبان مردم قديم مصر ) و نبطى در قرآن وجود دارد . « 5 » ابن فارس در كتاب خود فقه اللّغة از آنچه ابو عبيده در كتاب مجاز القرآن گفته ، تبعيت كرده است ، ولى سيوطى ميان معرّب [ واژه‌هايى كه به عربى برگردانده شده ] و واژه‌هايى كه از زبانهاى ديگر وارد عربى شده‌اند ، فرق گذاشته و گفته است : « فرق اين‌گونه واژه‌ها با معرّب اين است كه براى معرّب غير از لفظ عجمى كه عرب آن را به‌كار برده است نام ديگرى در زبان عرب وجود دارد ، بر خلاف واژه‌هايى كه تعريب نشده وارد زبان عربى شده‌اند » .
هامش
( 1 ) - « نبط » يا « أنباط » از قبايل بدوى عرب و تا قرن 4 هجرى قمرى كوچ‌نشين بودند و بعدها در جنوب فلسطين و بطايح سكنا گزيدند و « نبطى » زبان منسوب به آنان است . م . ( 2 ) - مجاز القرآن ، برگ 8 . ( 3 ) - زخرف / 3 . ( 4 ) - شعراء / 195 . ( 5 ) - المزهر ، ج 1 ، ص 157 .