تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
خود كه مخالف نظر اوست ، بسنده مىكند . ابو جعفر گفته است : « برخى از كسانى كه با سخن عرب آشنايند ، « وراء » را از واژه‌هاى متضاد دانسته و گمان كرده‌اند كه اين واژه هم در مورد آنچه پيش‌رو است به كار مىرود و هم براى آنچه پشت سر مىباشد و براى تأييد اين پندار خود به گفتهء شاعر استشهاد كرده‌اند كه گفته است :
أ يرجو بنو مروان سمعى و طاعتى * و قومى تميم و الفلاة ورائيا
« آيا مروانيان اميد دارند كه من از آنان پيروى كنم و حال آن‌كه قوم من ، بنى تميم و بيابان پهناور پيش منند ؟ » كه « ورائى » به معناى « أمامى » ( پيش‌روى من ) مىباشد » ؛ او از معناى درست آن غافل مانده است ، زيرا به كسى كه نزد شماست به اين دليل « هو ورائى » ( او نزد من است ) . گفته مىشود كه شما مقابل او قرار داريد و او را مشاهده مىكنيد ، همان‌طور كه او شما را مىبيند . پس چون چنين است ، گويى او پشت سر شما و شما پيش روى او هستيد . برخى از عربىدانان كوفى جايز نمىدانند در مورد كسى كه پيش روى شماست گفته شود : « هو ورائى » ، و نه هرگاه پشت سر شما باشد گفته شود : « هو أمامى » آنان مىگويند : چنين گفته‌اى در مورد اوقات و زمانها از قبيل روزها و . . . جايز است . مانند اين كه بگويى : ورائك برد شديد و بين يديك حرّ شديد « پشت سرت سرمايى سخت و پيش رويت گرماى سخت است » و تو از دنبال آن مىآيى ، اين عبارت جايز است ، زيرا گرما چيزى است كه مىآيد و در حركت است و گويى هرگاه از دنبال تو بيايد پشت سرت قرار گرفته است و هرگاه تو به سمت آن به روى و بدان برسى ، پيش روى تو قرار مىگيرد ، طبرى مىگويد : ازاين‌رو است كه دو وجه جايز است « 1 » . گفتار ابو عبيده دربارهء عربيت قرآن در دو زمينه است : 1 - در زمينهء ساختار ، يعنى روش قرآن در بيان مطالب بر همان سبكى كه در ميان عرب معمول بوده است . 2 - در زمينهء الفاظ ، به اين معنا كه او خواسته است خالص بودن عربيت الفاظ قرآن
هامش
( 1 ) - تفسير طبرى ، ج 16 ، ص 2 .