فصل سوم ابو اسحاق زجّاج و كتابش معانى القرآن
نخست بايد اشاره كنيم كه اهل لغت و نحويون در خدمت به قرآن و توضيح مفاهيم آن ، از پيشگامان بودهاند و لذا گروه بزرگى از آنان تلاش خود را متوجّه تأليف كتاب در زمينهء معانى قرآنى كردهاند ، چنانكه ابن نديم در الفهرست نام بزرگان آنها و تأليفاتشان را از گذشته تا زمان خودش ياد كرده است .
مقصود از معانى قرآن ، تفسير آن است . ابن صلاح در مورد آنچه سيوطى در الاتقان نقل مىكند ، مىگويد :
« هركجا در كتب تفسير عبارت قال اهل المعانى را ديدى ، منظور از آن ، نويسندگان كتب در معناى قرآن مانند زجّاج و أخفش و ابن انبارى است » .
گروهى از آنان به تأليف تفاسير مفيد و پربارى كه اسنادشان حذف شده بود ، روآوردند و اكنون به بررسى شرح حال يكى از اهل لغت برجستهء بصره يعنى ابراهيم بن سرى بن سهل ابو اسحاق زجّاج متوفا به سال 311 ه ق مىپردازيم .
زجّاج به گواهى كسانى كه شرح حال وى را نوشتهاند ، اهل فضل ، متدين ، داراى عقايد درست و مرام نيكو بوده است . او به كار شيشهگرى مىپرداخت ، ولى همتش او را در ميان اهل لغت و نحاة عرب به مقام شامخى از علم رساند . او علاقه به نحو را در خود مشاهده كرد و خواست در آن مهارت پيدا كند و لذا آموختن نحو را پيش ثعلب نحوى آغاز كرد ، سپس نزد مبرّد رفت و ادبيات را به خوبى از آن دو فراگرفت .
او خود را با استفاده از ابزارهاى دانش عربى ، يعنى قرآن ، حديث ، علم لغت و