مفسّران مىگويند : معناى آيه اين است كه همهء مردم مؤمن بودند و برخى ديگر مىگويند : معنايش اين است كه همه مردم كافر بودند و هركدام براى اثبات ديدگاه خويش دليل مىآورند . « 1 »
جمعى از اهل لغت ، از جمله : مبرّد ، اصمعى ، ابو حاتم سجستانى و ابن انبارى « 2 » اقدام به نوشتن كتاب دربارهء أضداد كردهاند ، ولى نام ابو عبيده بيشتر در اين كتابها به چشم مىخورد و اين خود به فضل و برترى او در آگاه ساختن ديگران از اين مسأله اشاره دارد . ابو عبيده در اينجا نيز از انتقاد مصون نمانده و ابو حاتم سجستانى در بهترين حالات خود ، رأى او را با احتياط تأييد مىكند .
ابو عبيده دربارهء معناى كلمهء « خاف » مىگويد : « خاف » از ريشهء « خوف » و به معناى يقين است ؛ و در مورد آيهء شريفهء :
فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا
« 3 » ، مىگويد : منظور اين است كه اگر براى شما يقين حاصل شد كه نمىتوانيد به عدالت رفتار كنيد . ولى من خود يقين به اين گفتهام ندارم ، زيرا آن آيهء قرآن است و ما آن را از پروردگار عالم نقل مىكنيم و نمىدانيم مقصود خداوند چيست و شايد منظور آنگونه كه او گمان مىكند نباشد . « 4 »
ابو حاتم بار ديگر از ابو عبيده به شدّت انتقاد مىكند : ابو عبيده دربارهء « عسعس » در آيهء :
وَ اللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ
« 5 » ، مىگويد : « عسعس » به معناى « اقبل » ( روآورد ) است ، و حال آنكه گفته مىشود به معناى « أدبر » است ، « و قسم به شب هنگامى كه پشت كند و به آخر برسد » ابو عبيده به شعر علقمة بن قرط تيمى استناد كرده كه اين واژه را به معناى روآوردن به كار برده است :
مدرّعات اللّيل لمّا عسعسا * و ادرعت منه بهيما حندسا
« زنهايى كه چون شب فرامىرسد آن را زره خود قرار مىدهند و از تاريكى شب
هامش
( 1 ) - ابن انبارى ، الأضداد ، ص 235 - 236 و همچنين ص 260 - 261 و 321 - 322 .
( 2 ) - افراد ديگرى نيز دراينباره كتاب نوشتهاند به كشف الظّنون ، ج 2 ، ص 367 - 368 مراجعه شود .
( 3 ) - نساء / 3 .
( 4 ) - ابو حاتم سجستانى ، الأضداد ، ص 88 .
( 5 ) - تكوير / 17 .