يا در لفظ مختلف ، ولى در معنا متّحد و يا در لفظ متّحد و در معنا مختلفند . « 1 »
بحث اضداد از مباحثى بوده است كه ملحدان از طريق آن قرآن را مورد حمله قرار دادند ، ابن انبارى مىگويد :
- « در اين كتاب [ قرآن ] واژههايى آمده است كه عرب آنها را در معانى متضاد به كار مىبرد و گاهى يك واژه دو معناى مختلف دارد و اهل بدعت و منحرفان و تحقير كنندگان عرب ، گمان مىكنند كه اين قبيل كاربردها از طرف عرب دليل بر نقصان دانش و فرهنگ عرب و كمى بلاغت و كثرت آميختگى مكالمات آنان هنگام ارتباط با مخاطبانشان است » « 2 » .
عدم تشخيص ميان گويشهاى عرب هنگام گردآورى آنها ، موجب شده است كه مسألهء تضاد مطرح شود و عبارتى كه ابن دريد در الجمهرة دراينباره دارد ، مرا به شگفت آورد ، آنجا كه مىگويد : واژهء « شعب » هم به معناى افتراق و هم به معناى اجتماع از اضداد نمىباشد ، بلكه هركدام گويش قومى است . « 3 » او با اين سخن خود خواسته بيان كند شرط أضداد اين است كه لفظ در گويش يك قوم در دو معنا به كار رفته باشد .
برخى از اهل لغت مانند ابن درستويه « 4 » پديدهء اضداد را انكار مىكنند . و شخصى مانند ابن فارس نظر آنان را ردّ مىكند و به ستيز با آنان برمىخيزد . « 5 »
گاهى وجود دو تفسير متضاد در مورد برخى از آيات موجب طرح اين مسأله ( أضداد ) گرديد . به عنوان مثال ، واژهء « أمّة » به فرد نيكوكارى گفته مىشود كه در نيكوكارى پيشوا و زبانزد همگان است ، در حالى كه همين واژه به كسى كه در آيين خود ، جداى از ديگران باشد نيز گفته مىشود ، و براى اين واژهء قرآنى در آيهء :
كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ
« 6 » ، دو تفسير متضاد بيان شده است : برخى از
هامش
( 1 ) - مبرّد ، ما اتّفق لفظه اختلف معناه من القرآن ، ص 2 .
( 2 ) - الأضداد فى اللغة ، ص 2 .
( 3 ) - سيوطى ، المزهر ، ج 2 ، ص 234 .
( 4 ) - همان مأخذ .
( 5 ) - همان مأخذ ، ص 228 .
( 6 ) - بقره / 213 .