1 - « كان » در ماضى استعمال شده باشد .
2 - « كان » در معناى حال به كار رفته باشد .
3 - در موضع « يكون » و در استقبال به كار رفته باشد . چنانكه عرب آن را به كار برده است ، آنجا كه شاعر مىگويد :
ان يسمعوا ريبة طاروا بها فرحا * منّى و ما يسمعوا من صالح دفنوا
« اگر تهمتى را نسبت به من بشنوند از خوشحالى پرمىزنند ، ولى خوبى را كه مىشنوند آن را بازگو نمىكنند » .
كه « طاروا » به معناى « يطيروا » و « دفنوا » به معناى « يدفنوا » است . و نيز « كان » در
وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً
« 1 » ، در ماضى و حال و آينده به كار رفته است . « 2 »
اين پديدهء ادبى در تفسير قرآن داراى اهميّت بوده است . ابو حاتم سجستانى در كتاب « المقلوب لفظه فى كلام العرب و المزال عن جهته و الأضداد » مىگويد : انگيزهء ما در تأليف اين كتاب اين بود كه در سخن عرب كلمات متضاد در لفظ و معنا و الفاظ مقلوب فراوان به چشم مىخورد و ما آنچه از آنها سراغ داشتيم شرح داديم ، زيرا در قرآن « ظنّ » به معناى شكّ و يقين و « رجاء » به معناى خوف و طمع كه با يكديگر متضادند ، آمده است و چنين چيزى در سخن عرب شايع است . ضدّ شىء يعنى خلاف آن و ما خواستيم كسى كه با زبان عرب آشنايى كامل ندارد بداند كه وقتى خداى عزّ و جلّ مىفرمايد :
إِنَّها لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِينَ * الَّذِينَ يَظُنُّونَ
« 3 » ، در اين آيه ، خداوند ترديدكنندگان در لقاء پروردگارشان را ، ستايش نمىكند ، بلكه در اينجا « يظنّون » به معناى « يستيقنون » است . « 4 »
مبرّد [ در كتاب خود دربارهء واژههايى كه مورد بحث قرار داده ] مىگويد : « واژه هايى كه در لفظ متّحد و در معنا مختلفند و يا در گفتار به يكديگر نزديك و همانند ، ولى در نقل و كتابت متفاوت هستند ، ما آنها را از كتاب خدا ( قرآن ) برپايهء آنچه در سخن عرب يافت مىشوند گردآورديم ، زيرا برخى ازسخنان ايشان يا در لفظ و معنا متفاوتند ،
هامش
( 1 ) - نساء / 17 .
( 2 ) - مجاز القرآن ، برگ 105 ، سورهء مريم .
( 3 ) - بقره / 45 - 46 .
( 4 ) - ثلاثة كتب فى الأضداد ، ص 72 .