2 - از آن موارد است آيهء :
حَتَّى إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ
« 1 » ، و سپس آيهء :
وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ
« 2 » ، كه « واو » در « و اقترب » زايد مىباشد ، چنانكه شاعر گفته است :
حتّى اذا محلت بطونكم * و رايتم أبناءكم شبّوا
« تا اينكه شكمتان گرسنه شد . و ديديد كه فرزندانتان جوان شدند » .
و قلّبتم ظهر المجنّ لنا * انّ اللّئيم لعاجز الخبّ « 3 »
« و شما دوستى ما را به دشمنى بدل كرديد ، به درستى كه شخص فرومايه بى شك عاجز و فريبكار است » .
پس از فرونشستن غبار خصومتى كه كتاب مجاز القرآن در زمان ابو عبيده ايجاد كرد ، فردى اهل لغت و با اطّلاع از دانش كلامى يعنى ابن قتيبه را مىيابيم كه در كوشش خود براى دفاع از روش قرآن در برابر طعنهء ملحدان ، از نتايج كار ابو عبيده سود مىبرد و مردم هم از كوشش او خرسند مىشوند . البتّه آنچه در اينجا از ابن قتيبه نقل مىشود ، همان چيزى است كه ابو عبيده پيش از آن در كتابش مجاز القرآن گفته و مورد سرزنش قرار گرفته است :
« عرب در سخن خود مجازهايى دارد و مقصود از آنها شيوههاى سخن و طرز بيان آن است و برخى از اين مجازها عبارتند از : استعاره ، تمثيل ، قلب ، تقديم ، تأخير ، حذف ، تكرار ، إخفا ، إظهار ، تعريض ، افصاح ، كنايه ، ايضاح ، مورد خطاب قرار دادن مفرد به جاى جمع و جمع به جاى مفرد ، و مفرد و جمع به جاى تثنيه ، و نيز از لفظ خاص اراده عام كردن و يا به عكس و بسيارى چيزهاى ديگر كه به خواست خدا آنها را در فصول مربوط به « مجاز » ملاحظه خواهيد كرد . »
قرآن به همهء اين روشها نازل شده ؛ ازاينرو هيچ مترجمى قادر نيست آن را ( به طور دقيق ) به زبانهاى ديگر برگرداند ، آنگونه كه انجيل از لغت سريانى به زبان حبشى و رومى بازگردانده شد و تورات و زبور و ساير كتب آسمانى به عربى ترجمه گرديد ، و اين
هامش
( 1 ) - انبياء / 96 .
( 2 ) - انبياء / 97 .
( 3 ) - هر دو مثال : ج 1 ، ص 3 ، 54 ، 62 و 109 ، از تفسير طبرى .