مىفرمايد :
إِنِّي أَرانِي أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِي خُبْزاً
« 1 » ، « ديدم بر روى سر خود نان حمل مىكنم » .
اصمعى گفت : من آنچه برايم معلوم بود گفتم ، من قرآن را به رأى خود تفسير نكردم .
ابو عبيده به او گفت : همهء آنچه من گفتهام و تو بر من ايراد مىگيرى نيز بر من معلوم شده بود . بنابراين من قرآن را به رأى خودم تفسير نكردهام . آنگاه برخاست بر الاغش سوار شد و برگشت . « 2 »
از برخى روايات فهميده مىشود كه اين خصومت شديد ميان ابو عبيده و اصمعى ناشى از حسدى بوده است كه معمولا ميان افرادى كه داراى تخصّص واحدند ، وجود دارد . ابن جنّى نقل مىكند كه ابو على فارسى گفت : اصمعى در اخبارى كه روايت مىكرد ، ديگران را متّهم مىساخت . به او گفتم چگونه ؟ با اينكه اصمعى به درجهاى از پرهيزگارى رسيده بود كه تفسير قرآن و امثال آن را كنار گذاشت و از آن دست كشيد ؟
گفت : او اين كار را از روى ريا و بر اثر دشمنى با ابو عبيده انجام مىداد ، زيرا او در نوشتن كتابى دربارهء قرآن بر اصمعى پيشى گرفت و او ترجيح داد كه ديگر قرآن را تفسير نكند . « 3 »
اگرچه پيش از اين در مقام ردّ شيوهء ابو عبيده از سوى اهل لغت برپايهء عدم پذيرش و مجادله بوديم ، ولى از سوى ديگر با نقد مثبتى از سوى امام المفسّرين طبرى روبهرو مىشويم و گفتار او را مىشنويم كه مىگويد : « برخى از كسانى كه شناخت ناقصى از تفسير مفسّران دارند و أقوال مفسران گذشته را كمتر نقل مىكنند ، گمان كردهاند كه « رحمن » به معناى صاحب رحمت و « رحيم » به معناى رحمكننده است ؛ و سپس گفته است : اهل لغت اين دو لفظ را از يك ريشه و به يك معنا گرفته و مورد بررسى قرار دادهاند و اين به خاطر گستردگى سخن عرب است . « 4 » آنگاه ، طبرى به نقد و بررسى
هامش
( 1 ) - يوسف / 36 .
( 2 ) - معجم الأدباء ، ج 19 ، ص 158 - 159 .
( 3 ) - معجم الأدباء ، ج 7 ، ص 261 .
( 4 ) - تفسير طبرى ، ج 1 ، ص 44 - 45 .