تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
سخن او مىپردازد . و مىگويد : چون ابو عبيده از مفسّران پيشين مطالب كمترى نقل كرده و تنها به بيان خود قرآن نظر دوخته ، بدون اين‌كه به فهميدن گفته‌هاى گذشتگان مقيد باشد و با توجه به اين‌كه او به آنچه در ديوان شعر عرب بيان شده تأسّى جسته و به عنوان يك لغوى به بررسى اشعار و سخن عرب پرداخته ، كوشيده است به منظور اتخاذ يك روش لغوى محض ، بيانات قرآن را بر برداشتهاى خود از ادبيات عرب منطبق سازد . شايد همين گرايش لغوى محض ، سبب شد كه او در رديف اوّلين كسانى قرار گيرد كه درباره الفاظ مشكل « حديث » كتاب تأليف كردند . « 1 » پيشتر ديديم كه يكى از معاصران ابو عبيده ، يعنى فرّاء بر تثبيت و تحكيم روش تفسير مفسّران و در كنار آن روش تفسير اهل لغت پافشارى مىكرد و پس از او زجاج نيز چنين بود ، ولى ابو عبيده چندان اهتمامى به روش تفسير نداشت . تلاش ابو عبيده مورد انتقاد شديد طبرى قرار گرفته است . وى با ردّ آن در تفسيرش از او انتقاد كرده است . « 2 » در عين حال ، اين كار مانع از اين نشده كه طبرى بدون انتقاد يا خدشه‌دار كردن ، مطلبى را از ابو عبيده نقل نكند . اينك به مواردى از اين قبيل اشاره مىشود : 1 - گفته‌شده معناى آيهء :
حَتَّى إِذا فَشِلْتُمْ وَ تَنازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَ عَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ ما أَراكُمْ ما تُحِبُّونَ
« 3 » ، اين است : حتى إذا تنازعتم فى الأمر فشلتم و عصيتم من بعد ما أراكم ما تحبّون ، يعنى « تا موقعى كه در كار خود به نزاع پرداختيد سست شديد و پس از آن‌كه آنچه دوست مىداشتيد خداوند به شما نشان داد ، نافرمانى كرديد » . « فشلتم » كه در آيه مقدّم شده ، در معنا مؤخّر است و « واو » بعد از آن زايد است مثل واو « و ناديناه » در آيهء :
فَلَمَّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ * وَ نادَيْناهُ
« 4 » ، « هنگامى كه هر دو تسليم و آماده شدند و ابراهيم جبين او را بر خاك نهاد او را ندا داديم كه . . . » اين سخنى است كه در مورد ما بعد « حتّى اذا » و « لمّا » گفته شده است .
هامش
( 1 ) - معجم الأدباء ، ج 19 ، ص 155 . ( 2 ) - تفسير طبرى ، ج 1 ، ص 62 - 63 و 109 . ( 3 ) - آل عمران / 152 . ( 4 ) - صافات / 103 - 104 .