تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
اجتناب مىورزيد با اين‌كه شايستگى آن را داشت و از ابن عون و حماد بن سلمه و حماد ابن زياد و ديگر راويان رسيده است كه او در بيان احاديثى كه مىدانست راستگو بود و چنان‌كه از ابو عمرو و نافع و غيره نقل شده ، وى قرآن را به خوبى درك مىكرد و از روش لغت ، در تفسير قرآن و حديث استفاده نمىكرد . « 1 » حتّى هنگامى كه از تفسير لغوى كلمات قرآن از وى سؤال مىشد ، پس از پاسخ دادن پشيمان مىگشت . سيرافى مىگويد : ابو على صفار از قول ابو عمرو صفار و نصر بن على براى ما نقل مىكند كه گفت : من در مجلس اصمعى حضور يافتم ، يك نفر از معناى سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و إله كه فرموده : جاءكم أهل اليمن و هم أبخع أنفسا ( اهل يمن نزد شما مىآيند و آنان « أبخع أنفسا » هستند ) از وى سؤال كرد ، او گفت : يعنى « أقتل أنفسا » ( خود را بيشتر به هلاكت مىاندازند ) ، سپس پشيمان شد و خود را ملامت كرد و گفت : چه كسى مرا به تفسير آن واداشت و حال آن‌كه من اطلاع كافى در مورد آن ندارم . من به اصمعى گفتم : گناهى بر تو نيست ، زيرا سفيان بن عيينه از ابن ابى نجيح و او از مجاهد براى ما نقل كرده است كه منظور خداوند از
لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ
« 2 » ، اين است كه گويى مىخواهى خود را هلاك كنى و بدين وسيله خداوند غم و اندوه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را بر طرف ساخت . اصمعى گرايش ابو عبيده به لغت را تفسير به رأى شمرده و چنان‌كه سيرافى مىگويد : گرچه اصمعى در تفسير قرآن و حديث از شيوهء لغت استفاده نمىكرده ، ليك از سوى ديگر بر ابو عبيده به سبب گرايش لغوى او در تفسير قرآن خرده مىگرفته است ، در حالى كه اين عيب بر خود اصمعى نيز وارد است ، زيرا روايات براى ما ثابت مىكند كه اصمعى نيز تفسير به لغت داشته است ، ولى به نظر مىرسد تفسير او به گونه‌اى بوده كه مفردات الفاظ را شرح مىكرده و براى آنها از شعر نمونه‌هايى را به عنوان مثال مىآورده است . « ابو عباس محمد بن يزيد مىگويد : ابو قلّابهء جرمى به من گفت : من نزد اصمعى
هامش
( 1 ) - سيرافى ، أخبار النحويّين ، ص 58 - 67 ، انتشارات فرنيس كرنكو . ( 2 ) - كهف / 6 .