د - گاهى كلمهء « مجاز » به معناى شيوهء عرب در بيان است ، چنانكه در مورد آيهء :
عَلى شَفا جُرُفٍ هارٍ
« 1 » ، مىگويد : و مجاز الآية مجاز التّمثيل . . . يعنى روش آيه روش تمثيل است ، زيرا اساس بناى تقوا پايدارتر از پايهء بناى كفر و نفاق است چرا كه مانند بنايى است كه بر كنارهء پرتگاهى سست بنا شده باشد . « جرف » به معناى كناره جويبارها و مسيلهايى است كه آب زير آنها را خالى كرده باشد و چنانچه بنايى بر روى آنها ساخته شود ، پايدار نخواهد ماند . « 2 »
او در مورد آيهء :
فَرِيقاً كَذَّبُوا
« 3 » ، كه مقدّم و مؤخّر شده مىگويد : مجاز آن كذبوا فريقا . و نيز در مورد و
فَرِيقاً يَقْتُلُونَ
« 4 » ، مىگويد : مجاز آن يقتلون فريقا است . « 5 » و دلايلى كه مؤيّد اين شيوه است پيش از اين ، بيان شد .
با اطمينان مىتوان گفت كه كلمهء « مجاز » [ در سخن ابو عبيده ] يك نوع نامگذارى لغوى و به معناى تفسير است . بنابراين آشنايى با روشهاى عرب و مدلول الفاظ و معانى اشعار آنها اوزان و قالبها و وجوه اعراب و نحوهء خواندن اشعار ، همهء اينها راهى است كه موجب رسيدن به معنا مىشود . پس منظور ابو عبيده از « مجاز » قرآن ، شيوهء فهم آن است و اين نامگذارى يك نامگذارى لغوى است ، نه اصطلاحى و اختلافنظرهايى كه پيرامون كتاب مجاز القرآنميان متقدّمين وجود دارد ، ديدگاه ما را تأييد مىكند :
ما در ميان اهل لغت معاصر كسانى را سراغ داريم كه ابو عبيده را به خاطر اينكه به خود اجازه داده وارد اين بحث ( مجاز در قرآن ) شود ، مورد سرزنش قرار دادهاند . البته ممكن است در حقيقت منشأ برخى از اين سرزنشها حسادت افرادى بوده كه در يك رشته تخصّص داشتهاند و يا عواملى بوده كه شخصيّت ابو عبيده را برمىانگيخته است و ما پيشتر به آنها اشاره كرديم . ولى حق اين است كه كتاب « مجاز القرآن » - مانند هر كتاب علمى ديگر - خالى از اشكال نيست و بههرحال اين سخن سلمه است كه مىگويد : « از
هامش
( 1 ) - توبه / 109 .
( 2 ) - مجاز القرآن ، برگ 69 - 70 .
( 3 ) - مائده / 70 .
( 4 ) - مائده / 70 .
( 5 ) - همان مأخذ ، برگ 49 .