تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
شده است مانند آيهء :
السَّماءُ مُنْفَطِرٌ بِهِ
« 1 » ، كه « سماء » بدل از سقف مانند سماء البيت ، يعنى مذكّر است . 35 - موردى كه يكى از كنايات به جاى اسم ظاهر آمده است ، مانند آيهء :
إِنَّما صَنَعُوا كَيْدُ ساحِرٍ
« 2 » ، كه « ما » معناى اسمى دارد و تقدير آيه اين است : إنّ صنيعهم كيد ساحر . 36 - موردى كه دو چيز در لفظ مشترك ، ولى در حقيقت متفاوتند و آنچه از آن خبر داده شده ، تنها در يكى از آن دو وجود دارد و به خاطر اشتراك لفظى به هر دو نسبت داده شده است ، مانند آيات :
مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ
. . .
يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ
« 3 » ، « دو درياى مختلف را در كنار هم قرار داد در حالى كه باهم تماس دارند ، . . . از آن دو ، لؤلؤ و مرجان خارج مىشود » باوجوداين‌كه لؤلؤ و مرجان تنها در آب شور پرورش مىيابد ، در اين آيه درياى آب شور و شيرين هر دو ، محلّ استخراج آنها بيان شده است . 37 - مواردى كه در اعراب آنها چند وجه است ، مانند آيات :
سُورَةٌ أَنْزَلْناها
« 4 » ، به رفع و نصب « سورة » ،
وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما
« 5 » ، به رفع و نصب « السارق و السارقة » ،
الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ
« 6 » ، به رفع و نصب « الزانية و الزّانى » . 38 - موردى كه احتمال مىرود اعرابش به چند وجه مجاز باشد ، مانند :
إِنْ هذانِ لَساحِرانِ
« 7 » ، [ كه مشهور « هذان » به رفع و برخى « هذين » به نصب قرائت كرده‌اند ] . ابو عبيده مىگويد : همهء اين موارد مجاز بودنشان مشهور است و گاهى مفسّران نيز از آنها سخن مىگويند . « 8 » از سياق اين‌گونه مثالها كه به تشريح بيان عربى قرآن مىپردازد ، روشن مىشود كه
هامش
( 1 ) - مزّمّل / 18 . ( 2 ) - طه / 69 . ( 3 ) - رحمن / 19 - 22 . ( 4 ) - نور / 1 . ( 5 ) - مائده / 38 . ( 6 ) - نور / 2 . ( 7 ) - طه / 63 . ( 8 ) - مجاز القرآن ، برگ 7 .