جز نون كنايه ( وقايه ) افزوده نمىشود .
28 - موردى كه لفظى به معانى مختلف آمده و هريك از قرّاء سبعه آن را با گويش خودش تفسير و تأويل كرده است و در معناى آن دو وجه يا بيشتر گفته شده ، مانند آيهء :
وَ غَدَوْا عَلى حَرْدٍ قادِرِينَ
« 1 » ، كه « على حرد » را سهگونه تفسير كردهاند :
الف - برخى از مفسّران گفتهاند : به معناى « على قصد » است .
ب - برخى ديگر گفتهاند : به معناى « على منع » است .
ج - برخى هم گفتهاند : به معناى « على غضب و حقد » است .
29 - موردى كه به خاطر اختلاف قرائت قرّاء ، با دو لفظ آمده و در نتيجه تفسيرهاى متفاوتى براى آن نقل شده است ، چنانكه برخى از قرّاء آيهء شريفه :
إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ
« 2 » ، را با لفظ « فتبيّنوا » و برخى ديگر از آنان با لفظ « فتثبّتوا » « 3 » قرائت كردهاند . و برخى آيهء :
أَ إِذا ضَلَلْنا فِي الْأَرْضِ
« 4 » ، را با ضاد « ضللنا » و برخى ديگر أ إذا صللنا فى الارض ، با صاد بىنقطه قرائت كردهاند . إذا صللنا فى الأرض يعنى هنگامى كه مرديم و اجسادمان در زمين بدبو و متعفّن گشت . از قبيل :
صلّ اللّحم يصلّ ؛ يعنى گوشت بو گرفت . و نيز آيهء :
وَ ادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ
« 5 » ، « و بعد از مدتى طولانى متذكر شد » را برخى با لفظ « أمّة » برخى ديگر با لفظ « امه » « 6 » ، يعنى پس از فراموشى به ياد آورد قرائت كردهاند . برخى آيهء :
فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ
را به فتح لام قرائت كرده و برخى آن را فى لوح محفوظ ، به ضم لام قرائت كرده است يعنى در فضايى محفوظ . ( به ضمّ « ل » پانوشت كشاف سورهء بروج ) .
30 - مواردى كه حروفى در جاهاى متفاوتى داراى چندين معناست و يكى از آن حروف در برخى از اينجاها به بعضى از آن معانى آمده است ، مانند آيات :
أَنْ يَضْرِبَ
هامش
( 1 ) - قلم / 25 .
( 2 ) - حجرات / 6 .
( 3 ) - مجاز القرآن ، برگ 6 .
( 4 ) - سجده / 10 .
( 5 ) - يوسف / 45 .
( 6 ) - تفسير مجمع البيان . يعنى بدون نقطه .