تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 826

مساهمون:

ص٨٢٦
نام دره‌اى از دره‌هاى اطحل يا شكافى از شكافهاى آن دره مىباشد و ما چنين چيزى را از هيچيك از دانشمندان نشنيده‌ايم ولى نام كوهى كه به مكه است و غار در آن مىباشد « ثور » است بىاضافه به چيز ديگر . و در حديث آمده است كه پيامبر ( ص ) ميان « عير » تا « ثور » را « حرم » اعلام نمود . ابو عبيد گويد : مردم مدينه در آنجا گوهى كه « ثور » نام داشته باشد نمىشناسند بلكه « ثور » در مكه است . او مىگويد : اهل حديث گويند وى [ پيامبر ( ص ) ] ميان « عير » الى « احد » را حرم قرار داده است . جز او گويد در اينجا « الى » به معنى « مع » است . گويى مىخواهد بگويد كه مدينه در حرم بودن ضميمهء مكه است . برخى از راويان جاى « ثور » را در نوشتن سفيد گذارده‌اند تا نادرست بودن آن را نشان دهد . برخى ديگر بر روى اين واژه خط كشيده‌اند و برخى از راويان از « عير » تا « كدى » آورده‌اند . در روايت ابن سلّام از « عير » تا « احد » آمده است و روايت نخستين مشهورتر باشد . برخى گفته‌اند در مكه نيز كوهى است كه اسم آن « عير » باشد . شعر ياد شدهء ابو طالب نيز اين را تأييد مىكند كه « عير » را در شمار كوههاى مكه آورده است . پس معنى اينچنين است كه : حرم مدينه جايگاهى است ميان « عير » تا « ثور » كه هر دو در مكه‌اند يا بدين معنى كه : پيامبر ( ص ) مدينه را چنان محرّم داشته است كه ميان « عير » و « ثور » در مكه را محرّم داشته است . و اين « ثور » به حذف مضاف است كه مضاف اليه را به جاى آن نهاده‌اند و نمىتوان باور كرد كه او ميان كوه « عير » كه در مدينه است و كوه « ثور » كه در مكه مىباشد را حرام قرار داده باشد زيرا كه مباح بودن اين منطقه اجماعى است .

ثور شّباك :

نيز جايى ديگر است .

ثور :

نيز نام دره‌اى در سرزمين « مرينه » باشد . معن پسر اوس چنين مىسرايد :
اعاذل من يحتلّ فيفا و فيحة * و ثورا و من يحمى الاكاحل بعدنا « 1 »

برقة الثّور :

نيز در جاى خود ياد شده است .

ثومه

[ ث م ] : ( هموزن يكى ثوم ) نام دژى در يمن است .

ثوير

[ ث و ] ( كوچك نماى ثور ) : ابرقچه‌اى « 2 » سپيد از آن بنى ابى بكر پسر كلاب نزديك « سواج » از [ 940 ] كوهستان حمى ضريّه است . مضرّس پسر ربعىّ چنين مىسرايد :
راى القوم فى ديمومة مدلهمّة * شخاصا تمنّوا ان تكون فحالا
فقالوا سيالات و لم يكن * عهدنا بصحراء الثّوير سيالا « 3 »

ثوير

[ ث و ] : نيز آبى در جزيره در آباديهاى تغلب است .

ثويّه

[ ث ى ى ] : ( با ياى تشديددار و برخى آن را ثويّه [ ث ] به وزن كوچك‌نما آرند ) : نام جايگاهى نزديك كوفه است و برخى آن را در كوفه شمرند . بعضى گويند ويرانه‌اى نزديك حيره در يك ساعتى
هامش
( 1 ) . ايراد مىگيريد به كسى كه از « فيفا » و « فيحه » و ثور مىگذرد و از « اكاحل » بعد از ما حمايت مىكند . چ ع 1 : 341 : و 3 : 684 : 11 و 937 : 6 و 932 : 9 . ( 2 ) . ابرقها در چ ع 1 : 82 تا 85 ياد شده‌اند . ( 3 ) . مردم در شبى تاريك ، نماهايى را از دور ديدند كه مردانشان پنداشتند . پس با خود گفتند ما در صحراى « ثوير » چنين كسان نديده بوديم . چ ع 4 : 900 : 23 .
معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 826 | ياقوت الحموي / علينقى منزوى