طرقنا بالثّنىّ بنى بجير * بياتا قبل تصدية الدّيوك
فلم نترك بها ارما و عجما * مع النّضر المؤزّر بالسهوك « 1 »
و نيز چنين سرود :
لعمر ابى بجير حيث صاروا * و من آداهم يوم الثّنىّ
لقد لاقت سراتهم فضاحا * و فينا بالنّساء على المطّى
الا ما للرّجال فانّ جهلا * بكم ان تفعلوا فعل الصّبى « 2 »
ثنى :
نيز آبى است از « ادم » نزديك « ذى قار » كه « قلب » و « آبار » در آنجا است .
هامش
17 .
( 1 ) . در « ثنى » شبانه پيش از خواندن خروس بر بنى بجير شبيخون زديم . پس ساختمانى در آنجا آباد بر جاى نگذاشتيم .
( 2 ) . به جان ابو بجير و كسانى كه روز « ثنى » به ايشان پناه داده بودند كه مردانشان مفتضح شدند و زنانشان را سوار خر كرديم . . .