تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 828

مساهمون:

ص٨٢٨

باب ثا و نون و آنچه پس از آن‌هاست

ثهلان

[ ث ] : ثهلان اگر از ريشهء ثهلل در جملهء « هو الضّلال بن ثهلل » ( - او گمراه پسر گمراهتر است ) نباشد پس بايد گفت نامى بىريشه است . نام كوهى بزرگ در « عاليه » مىباشد . اين گفتهء ابو عبيده است . ليكن ابو زياد گويد از آبهاى بنى نمير عويند در بطن الكلاب است . و كلاب دره‌اى است ميان دو پشتهء ثهلان و ثهلان خود كوهى در سرزمين بنى نمير است كه درازايش دو شب راه باشد . نصر گويد : ثهلان كوهى از آن بنى نمير پسر عامر پسر صعصعه در بخش « شريف » مىباشد كه آب و نخلستانى دارد . محمد پسر ادريس پسر ابو حفصه گويد : « دمخ » پس « عرج » سپس « يذبل » آنگاه « ثهلان » هر يك كوهى به نجد است . پس سرودهء خود را چنين خواند :
و لقد دعانا الخثعمىّ فلم يزل * يشوى لديه لنا العبيط و ينسل
من لحم تامكة السّنام كانّها * بالسّيف حين عدا عليها مجدل
ظلّ الطّهاة بلحمها و كأنّهم * مستوثبون قطار نمل ينقل
و كأنّ دمخ كبيرة و كأنّما * ثهلان اصغر زيدتية و يذبل
و كانّ اصغر ما يد هدى منهما * فى الجوّ اصغر ما لديه الجندل « 1 »
فرزدق نيز چنين مىسرايد :
انّ الّذى سمك السّماء بنى لنا * بيتا دعائمه اعزّ و اطول
بيتا زرارة مختب بفناءه * و مجاشع و ابو الفوارس نهشل
فادفع بكفّك ان اردت بناؤنا * ثهلان ذو الهضبات هل يتحلحل « 2 »
هامش
( 1 ) . خثعمى ما را بخواند و به بريدن و كباب كردن پرداخت . از گوشت سنام كه با شمشير بريده‌اند . گويا دمخ كوهان بزرگتر و « ثهلان » كوهان كوچكتر و « يذبل » پس از آنها . . . ( 2 ) . آن كس كه آسمان را با آن ضخامت ساخت خانه‌اى با پايه‌هاى استوار و بلند براى ما ساخته است . . . اگر مىخواهى به ساختمان ما بنگرى به « ثهلان » با تپه‌هاى آن بنگر كه آيا شكست پذيرند ؟