تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 825

مساهمون:

ص٨٢٥

باب ثا و واو و آنچه پس از آن‌هاست

ثوابه

[ ث ب ] : « درب ثوابه » در بغداد است . بدانجا نسبت دارد : ابو جعفر محمد پسر ابراهيم برتى اطروش دبير ثوابى . او از قاضى يحيى بن اكثم برشنود . ابو بكر جعابى از وى روايت دارد . او به سال 313 درگذشت . چنين است در « كتاب النسب » . « 1 »

ثورا

[ ث ] : ( با الف كوتاه ) . نام رودخانه‌اى بزرگ به دمشق است كه آن را در « بردى » ياد كرديم . برخى از شاعران به ضرورت شعر ، آن را « ثورة » با هاى پايانين آورده‌اند .

ثور

[ ث ] : ( همانند نام عربى گاو كه نر بقر باشد ) . نام كوهى به مكه است كه در غار آن پيامبر ( ص ) پنهان شده بود و ابو طالب - عم پيامبر ( ص ) - دربارهء آن چنين سروده است :
اعوذ بربّ النّاس من كلّ طاعن * علينا بشرّ او مخلّق باطل
و من كاشح يسعى لنا بمعيبة * و من مفتر فى الدّين ما لم يحاول
و ثور و من ارسى ثبيرا مكانه * و عير وراق فى حراء و نازل « 2 »
جوهرى گويد : ثور كوهى در مكه است و غار ياد شده در قرآن در آنجاست كه آن را « اطحل » نيز گويند . زمخشرى گويد : « ثور اطحل » از كوههاى مكه در « مفجر » در پشت مكه در راه يمن است . عبيد اللّه گويد : اگر مقصود گوينده از اضافه كردن « ثور » به « اطحل » نام كوه باشد غلطى فاحش است [ 939 ] زيرا كه « ثور اطحل » نام ثور پسر عبد منات پسر ادّ پسر طابخه است . « اطحل » به گمان ابن كلبى و جز او كوهى به مكه است كه ثور پسر عبد منات در آنجا زاده شد پس بدانجا نسبت يافت . اكنون اگر اين گوينده معتقد باشد كه اطحل به نام ثور پسر عبد منات ، ثور خوانده شده است درست نخواهد بود . زيرا كه « ثور اطحل » اضافهء چيزى به خودش خواهد بود مگر آن كه بگوييم آن ثور كه از ثور عبد منات نام گرفته
هامش
( 1 ) . شايد مقصود ياقوت ، انساب سمعانى باشد . ( 2 ) . از هر بدگو و دروغساز و كسانى كه براى عيبجويى از ما مىكوشند و از كسانى كه براى دين ما دروغ مىبافند به خدا پناه مىبرم . سوگند به « ثور » و كسى كه « ثبير » را در اينجا برپا داشته است و « عير » و « راق » را در « حراء » نهاده است .
معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 825 | ياقوت الحموي / علينقى منزوى