ثمر
[ ث ] : درهاى در بيابان است .
ثمر
[ ث م ] : ديهى از ذمار در يمن است .
ثمغ
[ ث ] ( با غين نقطهدار ) : درآمدگاهى از آن عمر بن خطاب بود كه آن را وقف كرد . نام آنجا در حديث [ صحيح ] درست آمده است و برخى از مغربيان آن را « ثمغ » با دو فتحه ضبط كرده است .
« ثمغ » مصدر « ثمغت رأسه » به معنى سرش را شكستم و « ثمغت الثّوب » به معنى پوشاك را پررنگ نمودم ، است .
ثمينه
[ ث ن ] : گويند « سلعة ثمينة » به معنى كالاى گرانبها .
نام شهرى است كه دربارهء آن چنين سرودهاند :
باصدق بأسا من خليل ثمينة * و اوفى اذا ما اخلط القائم اليد « 1 »
هامش
( 1 ) . « ثمينه » استوارتر از « خليل » است .