تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 814

مساهمون:

ص٨١٤

باب ثا و قاف و آنچه پس از آن‌هاست

ثقبان

[ ث ] : نام ديهى از كارگزارى يمن بود كه به كارگزارى جند برگشت .

ثقب

[ ث ] : از ديه‌هاى يمامه است كه به هنگام كشتن مسيلمهء كذاب در امان خالد بن وليد ( رض ) در نيامد . از آن بنى عدى پسر حنيفه است .

ثقبه

[ ث ق ب ] : نام كوهى ميان « حراء » و « ثبير » به مكه است و در زير آن كشتزارها باشد .

ثقف

[ ث ق ] : رجل ثقف - مردى حاذق ، مردى ماهر . نام موضعى در شعر حصين پسر حمام مرّى است كه گويد :
فانّ دياركم بجنوب بسّ * الى ثقف الى ذات العظوم « 1 »

ثقل

[ ث ] ( يكى اثقال ) : نام جايگاهى در اين شعر زهير است [ 931 ] :
صحا القلب عن سلمى و قد كاد لا يسلو * و اقفر من سلمى التّعانيق فالثقل « 2 »
در روايت ديگر به جاى « ثقل » « ثجل » [ ث ] آمده است كه در جاى خود ياد شد .

ثقيب

[ ث ق ] : ( كوچك نماى ثقب ) . گذرگاهى از بالاى ثعلبيه به سوى شام است .
هامش
( 1 ) . سرزمين شما در جنوب « بس » تا « ثقف » تا « ذات العظوم » است . - چ ع ، 1 : 623 : 7 و چ ع 3 : 687 : 14 . ( 2 ) . دل از سلمى آباد شد . « تعانيق » و « ثقل » از وى تهى شدند . - چ ع 1 : 854 : 16 و 1 : 920 : 9 . و 931 : 1 .