تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 817

مساهمون:

ص٨١٧
گويند دره‌اى ميان قبيلهء طىّ و قبيلهء ذبيان است و برخى آن را از آن بنى نصر پسر قعين پسر حارث پسر ثعلبه پسر دودان پسر اسد پسر خزيمه مىدانند . و آن دره‌اى است داراى چشمه‌سار بسيار . علىّ پسر عيسى پسر وهّاس گويد : « ثلبوت » دره‌اى است كه در زير آب « حاجر » به درهء « رمّه » مىريزد به طورى كه اگر ياران را در آنجا فرياد كنى خواهند شنيد . حطيئهء شاعر چنين مىسرايد :
الم تر انّ ذبيانا و عبسا * لباغى الحرب قد نزلا براحا
فقال الاحربان و نحن حىّ * بنو عمّ تجمّعنا صلاحا
منعنا مدفع الثّلبوت حتّى * نزلنا راكزين به الرّماحا
نقاتل عن قرى غطفان لمّا * خشينا ان تذلّ و ان تباحا « 1 »
مرّه پسر عيّاش عموزادهء معاويه پسر خليل نصرى در عزاى بنى جذيمه پسر نصر چنين مىسرايد :
و لقد ارى الثّلبوت يألف بينه * حتّى كانّهم اولوا سلطان
و لهم بلاد طال ما عرفت لهم * صحن الملا و مدافع السّبعان
[ 933 ]
و من الحوادث لا ابا لابيكم * انّ الاجيفر قسمه شطران « 2 »

ثلماء

[ ث ] : مؤنث اثلم به معنى شكستگيها در تيزى شمشير و ديوار و جز آنهاست . حفصى گويد : نام بخشى در يمامه است . و گويند : « ثلماء » آبى است كه يحيى بن ابى حفصه در يمامه آن را برآورد . يحيى چنين مىسرايد :
حيّو المنازل قد تقادم عهدها * بين المراخ الى نقا ثلماءها « 3 »
ابو زياد گويد : يكى از آبهاى ابو بكر بن كلاب ، ثلماء است . اصمعى گويد : ثلماء از آن بنى قرّه از بنى اسد است و آن در كنار « قنّه » در پيچگاه « حبس » نزديك آن است و اگر برگردانيده شود به سوى ايشان آيد كه در دو فرسنگى ايشان است . حبس كوهى از آن ايشان باشد . و در جاى ديگر كتاب خود گويد : « غرور » نام كوهى است كه آب آن « ثلماء » ناميده مىشود و نخلستان و درختهايى دارد . نصر گويد : « ثلماء » آبى از آن قبيلهء ربيعه پسر قريط در بالاى « نملى » است .

ثلم

[ ث ل ] : نام جايگاهى در « صمّان » است . ازهرى آن را ياد كرده و اين شعر را به گواه آورده است :
تربّعت جوّ جوىّ فالثّلم « 4 »
در روايتى در شعر عدى بن رقاع عاملى « ثلم » [ ث ل ] آمده است كه گويد :
فنكّبوا الصّوّة اليسرى فمال بهم * على الفراض فراض الحامل التّلم « 5 »
هامش
( 1 ) . نبينى كه قبيلهء ذبيان و عبس براى جنگيدن به « راح » فرود آمده‌اند ؟ احربان گفت ما عموزادهء زنده‌ايم از « ثلبوت » دفاع كرديم و سرنيزه‌ها را در آنجا بر زمين زديم . ما از ديه‌هاى غطفان كه در معرض غارت بود دفاع كرديم . ( 2 ) . ثلبوتيان را ببينم كه متحد شده زورمند مىنمايند . آباديهاشان سابقه دفاع دارد . « اجيفر » دو قسمت است اى كه پدر شما بىپدر است . - چ ع 1 : 141 : 10 - 13 . ( 3 ) . خانه‌ها را نوسازى كنيد كه در ميان « مراخ » تا « نقا » و « ثلماء » فرسوده شده است . ( 4 ) - هواى « جوا » و « ثلم » آرامش يافته است . ( 5 ) . سنگ نشانهء چپ را رها كردند و به طرف « ثلم » گرايش يافتند .